دختر حاكم ماردين در نكاح آورده جهت آوردن او مال فراوان فرستاد و امرا بعد از سالى به عظمت تمامتر او را به تبريز رسانيده شهر تبريز و ربع رشيدى را آذين بسته عروسى به عظمت كردند . اما دختر در نظرش خوش نيامد . زياده از يك شب او را نديد .
ديگر در آن سال ، ولادت قطب الدين اويس بن شاه شجاع بود . مولانا عماد الدين فقيه كرمانى رحمه الله در تاريخ ولادت او گويد :
نظم
طالع سعد ماه انور ملك * درخور پادشاهى آمده است
چه عجب گر حروف تاريخش * « گهر بحر شاهى » آمده است
ديگر ولادت شيخ زاهد ، برادر سلطان اويس ، پسر شيخ حسن بزرگ ، هم در اين سال بود . خواجه جمال الدين سلمان در تهنيت ولادت فرمايد :
بيت
ماهى از برج شرفزادهء خورشيد كمال * زاده الله جمالا به جهان داده جمال
گلبن انبته الله نباتا حسنا * بردمانيد سپهر از چمن جاه و جلال
روز آدينه ، نه از ماه جمادى الاخر * رفته از عهد نبى هفصد و پنجاه و دو سال
شيخ زاهد شه فرخنده پىآمد به وجود * شد جهان از اثر طالع او فرخ فال
ديگر على شمس الدين كه بعد از قتل پدرش در سنهء 748 حاكم شد و هرچه از ولايت ستاندى به جماعت سربداريه دادى ، بعد از آنكه چهار سال و چهار ماه حكومت سربداريه كرد ، او را نيز در صفر سنهء 752 درپى ديگران فرستادند « 1 » ، و خواجه
هامش
( 1 ) . حبيب السير ( ج 3 جزو دوم ص 363 ) : ظاهر شريعت را به مرتبهاى رعايت مىنمود كه خوردن بنگ و شراب را از قلمرو خويش بالكليه برانداخت و قريب پانصد زن فاحشه كشته دفين مطمورهء خاك ساخت . در باب كشته شدن وى به دست حيدر قصاب ، با اطلاع يحيى كراوى ، رجوع شود به حبيب السير ص 364 - 363 .