تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
كوچ كرده دور تر فرود آمدند . نوروز گوركان داماد پادشاه ترمه شيرين كه سالها انعامات سلطان محمد شاه يافته بود ، با خيل و تبع خود به مغولان غزغنى پيوست و ايشان را در طمع افكنده گفت كه سلطان از ميان رفت و امرا دست و پا گم كرده‌اند ، فردا ، در عين كوچ كردن ، بر ايشان زنيم و خزانهء سلطان كه حصر آن از تصور اوهام بيرون است غارت كنيم و بار ديگر اين فرصت نخواهيم يافت . مغولان را سخن نوروز معقول و مقبول افتاده با خود مخمر ساختند . بعد از دو روز از كنار آب سند بر سمت سيوستان كوچ كرده لشكر بىترتيب بر مثال كاروان روان شدند . مغولكان مستعد غارت شده از پيش درآمدند و مفسدان هند از قفا بنياد فساد كردند و شور و شغب ظاهر شده هولى « 1 » صعب در لشكر هند افتاد و بسيار زنان و كنيزكان و نفايس اموال كه پيشتر فرستاده بودند غارت كرده به خزانه نزديك رسيدند . در اين حال ، رجال و ابطال هند خبر رسانيدند كه به هيأت مجموعى توقف نموده هيچ‌كس به جانبى حركت نكند . در منزل اول چنين بلايى نازل شده تمام لشكر از آن سيل بلا دست از جان و مال و زن و فرزند شستند و آن شب مجموع پاس داشته ، روز ديگر كه بيست و چهارم [ ذى الحجه ] سنهء 752 بود ، به اتفاق خاص و عام ، سلطان فيروز شاه كه عم‌زادهء سلطان محمد شاه بن تغلق شاه بود بر تخت پادشاهى جلوس فرمود . روز ديگر تعبيهء لشكر آراسته سوار شد و از هر طرف كه سوار مغول درآمد گرفتند و جمعى را به جغد اولى تعيين كرد تا از مفسدان نهفته جمعى كه در عقب بودند گرفته به تيغ بىدريغ گذرانيدند و مغولكان هنوز ترك طمع نكرده بودند . چند امير صدهء ايشان را به دست آورده سلطان ملامت كرد . ديگران ترك بىراهى گرفته لشكر از زحمت خلاص يافت و سلطان را روز اول جلوس منت جانى و مالى بر خلايق ثابت گشت و همه ممنون كرم و مرهون نعم او
هامش
( 1 ) . نسخ : هويى
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 272 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى