تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
كه باز نموده شد . باقى شك نيست كه اميرزاده را در غايت كياست و فراست نشان مىدهند و هرگز اين ضعيف به امر و نهى هيچ آفريده مشغول نبوده است و نخواهد بود و اكنون به اتفاق پيشوايان دين و ساير مسلمانان به قولى كه نزديك همه اصلح باشد يكى خواهد بود و يقين كه ايشان نيز به عقل شريف خود رجوع فرمايند و هرنوع كه دانند كه « 1 » بر قانون شريعت و عقل به صلاح اولى است آن پيش گيرند . زيادت از اين تصديع خدمت نداد . ايزدش يار بود و توفيق رفيق
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى .
« 2 » فى الجمله امير وجيه الدين مسعود و شيخ حسن مملكت نيشابور و سبزوار در تصرف آورده رايت استقلال برافراشتند و نوكران امير ارغونشاه آن مواضع را تمام باز گذاشتند .

وقايع سنه اربعين و سبعمائه

امير شيخ حسن چوپانى چون سليمان خان را بر سرير سلطنت نشاند به عراق عجم درآمده زمستان در سلطانيه بود و بهار عزيمت اوجان نمود و امير پير حسين به ولايت فارس آمده پسران امير محمود شاه اينجو كه صاحب اختيار بودند استقبال نمودند و يك برادر سلطان بخت نام ملازم شد و شيرازيان چنان مطيع محمود شاهيان بودند كه هرگاه سلطان بخت از درگاه امير پير حسين مىرفت غير از خواص او كسى ديگر نمىماند و اين معنى او را سخت مىآمد . روزى از سرمستى بىموجبى آن خر مردك ، سلطان بخت را به قتل آورد . شيرازيان غوغاى عام كرده گفتند از شهر ما مىبايد رفت و خانهء او غارت يافته به هزار حيله گريخت و در اوجان به امير شيخ حسن پيوست و سليمان خان از تبريز و امير سيورغان از قراباغ رسيده در اوجان غلبهء عظيم
هامش
( 1 ) . ف : كه نشانه بر قانون . . . ( 2 ) . سورة طه 47