تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
تمسك به العود احمد نمود * به رفتن شب و روز بر هم فزود
خواجه رضى الدين عبد الحق و خواجه علاء الدين هندو و جمعى خراسانيان با لشكر موسى خان موافقت نمودند و با مخالفان جنگ عظيم كردند و خلقى تمام طعمهء ضرغام بلا و كشتهء شمشير فنا گشتند و بيشتر به دست لشكر امير شيخ حسن [ كشته شدند ] « 1 » و موسى خان و لشكر خراسان روگردان گشته موسى خان را در هزارهء ملك گرفته پيش امير شيخ حسن آوردند و در دهم ذى الحجهء سال مذكور به قتل رسيد و طغاتيمور خان و سپاه خراسان تا بسطام جايى توقف ننمودند و آن‌جا ، امير ارغون شاه و امراى خراسان رسيده عهد و پيمان تازه كردند . امير ارغون شاه بر امير شيخ على زنهار خورده او را در روز عيد اضحى به قتل رسانيد . در يك روز دو دشمن بزرگ شيخ حسن ، هريك در مملكتى ، به قتل آمدند . امراى خراسان مملكت خراسان را فروگرفته برقرار طغاتيمور خان را اسم پادشاهى دادند و امير شيخ حسن مملكت آذربايجان و عراق خويش را مسلم شمرد و كار وزارت رجوع به خواجه شمس الدين زكريا شد و چون امير محمود ايسن قتلغ و امير اكرنج چند نوبت فتنه انگيخته بودند - اگرچه درزى تصوف گريختند - و به وسيلهء شيخ الاسلام شرف الدين در گزينى پيش امير شيخ حسن بازآمدند ، امان ايشان را سبب خرابى و خلل ملك ديد . بنابرآن در شهور سنهء ثمان و ثلاثين و سبعمائه در قشلاق موغان [ به ياساق ] « 2 » رسانيدند .

وقايع سنه ثمان و ثلاثين و سبعمائه ذكر خروج امير شيخ حسن بن امير تيمورتاش ملقب به شيخ حسن كوچك

سابقا مذكور شد كه امير تيمورتاش بن امير چوپان حاكم روم بود و بعد از واقعهء
هامش
( 1 ) . س : [ گرفتار شدند و به قتل رسيدند ] ( 2 ) . س : به قتل