ايسن قتلغ به خوزستان رفت و از آنجا به موسى خان پيوست و امير على جعفر به خراسان افتاد .
ذكر اوضاع خراسان در سال ولادت حضرت صاحبقران
سلاطين مغول كه از نسل چنگيز خان در مملكت ايران پادشاهى كردهاند هميشه حكومت خراسان به فرزند يا برادر يا معتبرترين امرا مفوض فرمودهاند و هركه حكومت اين ديار داشته ، بعد از حالت ناگزير پادشاه ، سرير سلطنت به او رسيده . چنان كه در ايام هولاگو خان ابقا والى خراسان بود و در زمان ابقا پسرش ارغون و به دور ارغون پسرش غازان خان و به عهد غازان برادرش الجايتو محمد خدابنده و به زمان الجايتو پسرش سلطان ابو سعيد بهادر خان و حضرت صاحبقرانى كه ممالك روى زمين در تصرف او بود بهترين بلاد به عزيزترين اولاد يعنى خراسان به حضرت شاهرخى تفويض فرمود و اين مجموع كه مذكور شد بعد از وقوع واقعه بر تخت سلطنت تمكن يافتند و اين معنى همانا به واسطهء آن است كه اهالى آن خاك پاك حاكم دوست و رعيت نهاد وفادار و حقشناسند و به فر دولت شاهرخى بلدهء هرات دار السلطنهء روى زمين شد و شرح فضايل خراسان بيش از آن است كه در اين محل به آن پردازيم ، اولى آنكه خود را از اسلوب سخن دور نيندازيم و گوئيم چون پادشاه ابو سعيد در غلواى جوانى بخت « 1 » و زندگانى را واع كرد و از او فرزندى و برادرى قائم مقام نماند ، طغاتيمور خان به موجب فرمان در حدود مازندران بود و امير شيخ على قوشجى و امير ارغون شاه در حدود سبزوار و نيشابور و طوس و ابيورد بودند و امير عبد اللّه مولاى در قهستان حاكم و فرمانروان و ملك معز الدين حسين كرت در هرات در
هامش
( 1 ) . س : تخت