غايت تمكن و ثبات و هميشه حكومت تومان هرات و غور با توابع به موجب يرليغ پادشاه مغول مفوض به ملوك كرت بود و هر حاكم كه به خراسان مىآمد در آنچه تعلق به ملوك كرت داشت مدخل نمىنمود و در سال واقعهء پادشاه ابو سعيد چهار سال بود كه ملك معز الدين حسين حكومت هرات مىكرد . بعد از واقعهء سلطان ، حكام خراسان يكديگر را گردن نمىنهادند و در هر گوشه متغلبى سر برآورد و در هر جانب متعديى خيالى در سر آورد .
اشراف اطراف و اعيان بلدان به آوازهء عدل و احسان روى به دار الامان هرات آوردند و در ظلال مرحمت معز الدين حسين مرفه احوال شدند و حضرت معزى به سيرت حميده و خصلت پسنديده همه را در پناه عاطفت و ظل رأفت قرار داده از فيض مكرمت و سحاب موهيت او سيراب گشتند و كار دولت او به واسطهء رعايت رعيت و عمارت مملكت و نظام امور و صلاح جمهور عروج تمام يافت و ملوك آفاق و حكام فارس و عراق به مراسلات او مبتهج بوده التجا به درگاه او نمودند و على الحقيقه مفاخر و مآثر آن ملك ملك سيرت و والى ولى سريرت زيادت از آن بود كه در صدر بابى يا دياچه كتابى شرح داده آيد و باوجود محقر ولايتى آنچه او را از مواهب انعام و مواجب اكرام و عمارات عاليه و خيرات متعاليه ميسر شد ، ديگر ملوك نامدار و خسروان كامكار را نزديك به آن دست نداد و صحيفهء مفاخر ايشان به شطرى از آن مآثر موشح است .
مصرع
آنچه او ديد از جلال و مرتبت ، خاقان نديد
وقايع سنهء سبع و ثلاثين و سبعمائه ذكر پادشاهى طغا تيمور خان و اتفاق امراى خراسان
در اين سال ، امير على جعفر از امير شيخ حسن برگشته به خراسان آمد و امير شيخ