تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
على پسر على قوشچى را كه امير خراسان بود بر مخالفت دولت شيخ حسنى تحريض كرده به سبب توهمى كه از امير شيخ حسن داشت سر به مخالفتش برافراشت و امراى خراسان را چنان نمود كه عراق آسان به دست مىآيد و بدين عزيمت متوجه آن طرف گشتند و طغاتيمور بن سودى بن بابا بهادر بن ابو كان بن امكان بن تور بن جوجى قار بن يسوكاى بهادر كه پدر چنگيز خان بوده است اسم پادشاهى دادند و با لشكر عظيم عزم دار الملك سلطانيه كرد . در راه امير ارغون شاه بن امير نوروز بن امير ارغون و امير عبد اللّه بن مولاى و ديگر امرا تخلف نمودند و ايشان بدين سبب دل‌شكسته شدند . اما از طرف عراق امير اكرنج و تروت بن نارى آمده باز قوى خاطر گشتند و عزم استخلاص ممالك عراق و آذربايجان كردند و شعبان سنهء 737 در سلطانيه فرود آمده آن ولايات در تصرف آوردند . چون امير شيخ حسن از اين حال خبر يافت از تبريز به جانب اران شتافت و با شاهزاده ساتى بك و پسرش سيورغان مجددا عهود و مواثيق تأكيد پذيرفت و به وجود يكديگر مستظهر شدند و خراسانيان در عراق عجم آغاز مصادرات و بطلان ادارات كردند . بدين سبب لشكرها برگشته غير خراسانيان كسى نماند و از طرف موسى خان ، امير محمود ايسن قتلغ به جنگ طغاتيمور خان آمد و بعد از محاربه منهزم شد و خراسانيان در شهر نو همدان كه به ايسن قتلغ موسوم بود غارت عام كردند و موسى خان بعد از انهزام ، با طغاتيمور خان صلح و اتفاق كرده به جنگ امير شيخ حسن رفتند و در ولايت مراغه به حدود كتبو ، در منتصف ذى قعده سنهء 737 ، به هم رسيده صف كشيدند . پيش از آن‌كه آلات حرب و ادوات طعن و ضرب در ميدان آيد ، طغاتيمور عزيمت كرد . نظم
نياورده از بينى خصم خون * چو موى خمير از ميان شد برون