قيد و خان بن دوتومنن خان بن بوقا خان بن بودانجر خان بن آلان قوا
شعر
نسب كان عليه من شمس الضحى * نورا و من فلق الصباح عمودا
حكايت آلان قوا در تاريخ مغول مذكور است و شعبهء حضرت صاحبقرانى از اجداد چنگيز خان در فرزندان تومناى خان بن بايسنغر خان جدا مىشود . از جمله فرزندانش قبل خان چهارم پدر چنگيز خان و قجولاى نويان برادرش هشتم پدر حضرت صاحبقران بود و اين قجولاى اصل قبيله برلاس است و در زمانى كه پادشاه چنگيز خان فرزند دوم خود جغتاى خان را ، كه به ياساق و يسون از ساير فرزندان ممتاز بود ، مملكت عنايت فرمود و امرا به ملازمت او تعيين نمود ، قراجار نويان را كه پنجم پدر حضرت صاحبقران بود منصب امير الامرائى ارزانى داشت و مهمات ملكى را به راى رزين و عقل دوربين او باز گذاشت و او آثار شجاعت و جلادت و انوار شفقت و مرحمت بر عالميان روشن ساخته وظايف انصاف و شرايط انتصاف به جاى آورد و چون جغتاى خان دعوت حق را اجابت نمود همچنان قراجار نويان امير الامرا بود و در عهد خانيت قراهولاجو در سنهء 640 ، قراجار نويان نيز قصر وجود از ميزبان روح بپرداخت . بعد از آن ، گردش گردون و روزگار بوقلمون مقتضى طبيعت خود ظاهر ساخت و فترات ايام و ليالى در آن بلاد مترادف و متوالى گشت و ميان فرزندان جغتاى خان در بلاد ماوراء النهر و تركستان اشعهء تيغ و سنان متلالى شد . فرزندان قراجار نويان به تومانات قبة الخضراء كش خيمه اقامت زده و در آن نواحى فروكش كردند و اولاد و احفاد نسلا بعد نسل به منصب حكومت آن بلاد موسوم شدند و هر پادشاه كه در ماوراء النهر و الوس جغتاى رايت برافراشت آن منصب در آن خاندان مسلم داشت .