تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

ذكر ملوك و سلاطين كه در زمان ولادت حضرت صاحب‌قران بوده‌اند

در اين سال ولادت حضرت صاحب‌قرانى ، در ممالك ماوراء النهر و الوس جغتاى غزان پادشاه بود و در الوس جوجى و دشت قفچاق « 1 » پادشاه اوزبك بن طغريلجه بود و چهار ماه از وفات سلطان ابو سعيد گذشته و ممالك ابو سعيدى ما بين آب آمويه و آب فرات « 2 » بود كه ايران شهر عبارت از اين بلاد است و مملكت روم نيز داخل مملكت ابو سعيدى بود و چون به حكم
لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
« 3 » روزنامهء دولتش به اتمام رسيد و سلطان سعيد از دست ساقى اجل شربت وفات چشيد مواد هرج و مرج در هيجان آمد و « 4 » امداد فتنه روى در ثوران نهاد . به هر گوشه متعديى رايت استبداد برافراشت و به هر جانب متغلبى خيال استقلال داشت . امن و استقامت از جهان متنفر گشت و انتظام و جمعيت در مجمع كواكب منحصر شد . ملك بىسلطان چون تن بىجان و رمهء بىشبان شد . فتنه كه بر بستر ناتوانى افتاده بود به قوت تمام سر از خواب نوشين برآورد . خواتين حضرت ابو سعيدى هريك هوايى و اركان دولت هركس رايى داشتند همه در وقاحت چون قلم گشاده‌زبان و در سفاهت چون نى بسته‌ميان . نه در خيره‌گوئى از هم آزرمى و نه در فتنه‌جوئى از خدا و خلق شرمى و زبان حال هريك مىگفت : نظم
در سر دارى كه بر سر افسر دارى * هم در سر آن شوى « 5 » كه در سر دارى
و در چنين حال ، پادشاه اوزبك با لشكر گران و ساز و برگ بىكران از دربند شروان گذر كرد و تا كنار آب‌كور « 6 » رسيد . اهالى ممالك ابو سعيدى از مال و جان و خان‌ومان
هامش
( 1 ) . كو : قبچاق ( 2 ) . در حاشيهء نسخه ف آمده : ايران عبارت است از ما بين آب آمويه و آب فرات . ( 3 ) . سورة الرعد 38 ( 4 ) . ف : مواد و امداد فتنه ( 5 ) . ك : روى ( 6 ) . ك : آب شروان - ك : آب كر