تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
نمىغنودند و موافقان از ترتيب لشكر و اساس نمىآسودند و در هر راه كه بيشه و كوه بر ممر عساكر بودى فرسنگ به فرسنگ از خار و خرسنگ خالى مىكردند و هرگاه از سيحون و جيحون و كر و ارس و دجله و فرات و سند و هيرمند و جون و گنگ عبور خواستى فرمود ، در مقدمه ايلچيان مىفرستاد تا ملاحان كشتيها جمع مىكردند و جسر مىبستند تا لشكر بىزحمت مىگذشتند و هميشه دويست كوسپر « 1 » يعنى كشتى بزرگ همراه بودى و آن حضرت بر اسفار متمادى تحمل نمودى . از امتداد يورشها طفل ملتحى « 2 » مىشد و شاب كهل و كهل به شيخوخيت مىرسيد و شيخ منحنى قامت مىگشت و منحنى غريق عبرات حسرات ، در غم مفارقت خويشان و غصهء مهاجرت از خان و مان از جهان مىرفت . ديگر هرچند امداد انعام سمت
لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ
« 3 » داشت بر اسراف اعتراض معقول فرمودى و با اعيان حضرت به مختصرات قليل المقدار عتاب بسيار نمودى و گفتى هركس در غير موضع ، زيادت از ما ينبغى صرف كند ، لا محاله در موضع انفاق از بذل ما ينبغى متقاعد شود و پادشاه به حقيقت نگهبان اموال بندگان خداست و تصرف در مال خود به اندازه شايد كرد ، خاصه در مال ديگران و جمال اين معنى رانص كلام ازلى بر منصهء صدق جلوه مىدهد
وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
« 4 » و حديث لا خير فى السرف در شهرت به مقامى است كه به تذكار و تكرار محتاج نيست . ديگر هر عزيمت كه فرمودى در ضمير منير مستور بودى . امرا و اركان دولت را طلب داشته طريق استشارت به جاى آوردى و مضمون لا صواب مع ترك المشورة بر خاطر گذرانيدى و فايدهء من استشار اولى الالباب نزل من ابواب الصواب و نص
وَ شاوِرْهُمْ
هامش
( 1 ) . ف : كوسر - نسخ : كوسپر ( 2 ) . به معناى به ريش آمده ، ريش برآورده ( 3 ) . سورة الواقعة 33 ( 4 ) . سورة الاعراف 31 ، الانعام 141