تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
شاتو [ 61 ] : مآخوذ از تركى ، زينه و پله نردبان ( لغتنامه ) شاگردپيشه [ 111 ] : يعنى اشخاصى كه كارهاى پست را انجام مىدهند . ( لغتنامه ) در بخارا به كسانى گفته مىشد كه بدون در نظر داشت مقامى خدمت مىكردند . به گفته ميرزا عبد العظيم سامى اين افراد در قلعه‌هاى خارج از بخارا مىزيستند و هنگام لشكرشى امير در صف مقدم لشكريان مىجنگيدند . ( نك : تعليقات سلاطين منغتيه بخارا ) شامت [ 8 ] : شادىكننده بر خرابى و مكروهى كسى ( لغتنامه ) شتاء [ 82 ] : زمستان ( لغتنامه ) شنقار / شونقار [ 353 ] : به معناى پرنده‌اى شكارى مانند باز ( آنندراج ) شيخ الاسلام [ 60 ] : از مقامات مهم دينى كه از سوى صدر و با تصويب شاه منصوب مىشد . او در مورد مسائل دينى و همچنين دعاوى حقوقى مدنى بر مبناى فقه شيعى اثنى عشرى حكم مىداد . شيخ الاسلام در امور شرعى با قاضى شريك بود و همه كارهاى صدر به دست اين دو فرد انجام مىگرفت . صرصر [ 9 ] : باد سخت ( لغتنامه ) ضيف [ 254 ] : مهمان ( لغتنامه ) طوى [ 42 ] : ضيافت ، مهمانى ( لغتنامه ) عاصف [ 9 ] : باد سخت ( لغتنامه ) عجرچى [ 304 ] : راهنما ، بلد غازه [ 40 ] : بزك ، سرخاب ( لغتنامه ) غمام [ 65 ] : ابر ، سحاب ، ابرى كه آفاق را بپوشد ( لغتنامه ) غوايت [ 315 ] : گمراهى ، بيراهى ( لغتنامه ) فرد [ 12 ] : بيت واحد را گويند ( لغتنامه ) قبل [ 67 ] : ظاهر ، آشكار ، پيش ( لغتنامه ) قربان [ 22 ] : در محاورهء فارسيان به معنى كمان و آن دوالى باشد كه در تركش دوخته حمائل‌وار در گردن مىاندازند به طورى كه تركش پس دوش مىنمايد و گاهى سواران كمان خود را در آن دوال نگاه مىدارند . ( لغتنامه )