تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
حيز [ 9 ] : مكان ( لغتنامه ) خضوع [ 253 ] : فروتنى ( لغتنامه ) خلع [ 115 ] : خلعت ( لغتنامه ) داهل [ 9 ] : مرد سرگشته ( لغتنامه ) دروبست [ 200 ] : همه ، تمام ، سراسر ، كاملا تماما ( لغتنامه ) درود و سلام و تحيات و صلوات ايزدى بر ذات معظم و روح مقدس مصطفى و اهل بيت و اصحاب و اتباع و ياران و اشياع او باد . ( كليله ) ، بعد از آن او را با تمامت اتباع و اشياع بكشتند . ( رشيدى ) ديوان‌بيگى [ 179 ] : منصب‌دار حكومت و رئيس محاكمات شهر . ديوان‌بيگى در دوره صفويه رئيس عدالت و وظايف وى آنچه در تذكرة الملوك آمده چهارگونه بوده است . ديوان‌بيگى مامورى بود كه بر امور قضائى نظارت داشت و اجراى قوانين و احكام تحت نظر او بود و در كشيكخانه به امور شرعى و در خانه خود به دعاوى رسيدگى مىكرد و در نزد شاه تقرب و نفوذ تمام داشت و مقرب الخاقان بود . ( نك : سازمان ادارى حكومت صفويه ؛ القاب و مواجب ؛ لغتنامه ) ذروه [ 18 ] : قله ، بالاى هر چيز ، سر ، نوك ( لغتنامه ) ذمه [ 41 ] : كفالت ، عهد و پيمان ( لغتنامه ) زبان‌گيرى [ 238 ] : جاسوسى ، خبرگيرى ( لغتنامه ) سال [ 251 ] : كشتى ، جهاز ( لغتنامه ) ساورى [ 16 ] : تحفه و پيشكش ، انعامى كه در ازاى خدمت مىدهند ( آنندراج ، لغتنامه ) ، خراج ، نوعى ماليات است كه هر سال يك‌بار اخذ مىشود براى هر خانوار 600 دينار ( نظام ايالات در دورهء صفويه ) سرداق [ 71 ] : خيمه ، سراپرده ( معين ) سعير [ 23 ] : آتش فروزان ، طبقه چهارم از هفت طبقات دوزخ ( لغتنامه ) سورن [ 23 ] : حمله ، هجوم ، يورش ( معين ) سول [ 295 ] : دست چپ ( لغتنامه ) سيچقان‌ئيل [ 213 ] : سال موش ( لغتنامه ) سيورغال [ 95 ] : تيول ، اقطاع ، زمينى كه پادشاه جهت معيشت به ارباب استحقاق بخشد . ( القاب و مواجب )