كينهدار و تركان نيزهور و خنجرگذار در نزديكى قلعه در مكمن كمين كرده ، ايستادند . اتفاقا آنروز آن حضرت بنابر رعايت احوال رعيت به نفس نفيس خويش مأمن قلعه مىنمودند و در ملازمت به حضرت به طريق نوبت پانزده كس بيش نبودند . يتن سيدبى و جعفر خان قبچاق و سرخون اتاليق و ميرزا وليخان جلاير و نوروز قوشبيگى و امير عبد الله صدر چون بر توجه اعدا اطلاع يافت ، توقف به همراهان فرقهء رستمنشان از دروازه بيرون شتافته ، عنان عزم به ميدان رزم تاب داد . دلاوران عرصهء شجاعت دست در فتراك رخش آن حضرت درآويخته ، او را از جنگ بازداشتند و خودها روى توجه به جانب خصم كرده ، تاختند . چون تلاقى فريقين روى نمود ، از طرفين دلاوران تيغهاى جانستان افراخته ، به يكديگر درافتادند و از طرف اعدا كوچك اوغلان زخمهاى گران خورده ، به دست سپاه ظفرنشان افتاد . آن حضرت خون او را بخشيده ، باز فرستاد . و اينچنين از مردم برهان سلطان ، شاه محمد قطغان به جهت زخمهاى فراوان از تنگناى جهان درگذشت . عاقبت از طرفين بساط مجادله را در نورديده ، از سر مقاتله درگذشتند و آب تسكين بر آتش فتنه زده ، بازگشتند . روز ديگر سلاطين تاشكند و خواقين سمرقند از آن تپه كوچ كرده ، نزديك قلعه روى آوردند . عبد اللطيف خان و سلطان سعيد خان بن ابو سعيد خان و فريقى از سلاطين حصار معه محمد يار سلطان و برهان سلطان از آب دريا گذشته ، بر حصن حصين نشستند . و نوروز احمد خان بر آنروزى توقف نموده ، در صدد فتح حصار و آلات و ادوات كار مىنمود و حضرت اعلى با ساير امرا شب و روز در آيين قلعهدارى اهتمام تمام داشتند . هر روز طريقه آن بود كه از درون حصار جمعى برآمده با سپاه اعدا كارزار مىنمودند . چون ايام محاصره به دوازده روز كشيد ، مخالفان دريافتند كه اگر مدت مديد بر گرد آن حصن نشينند ، هيچ گشادى نخواهد بود . بنابرآن كس فرستادند جناب هدايتمأب ، درويش عليابادى را كه از مشايخ سلسله جليله بود ، به جهت انتظام مصالحه به اردو آوردند . و آن حضرت به اتفاق جمعى از امرا به مقتضاى خبر وافى اثر « الصلح الخير » طريق مصالحه پيش گرفته ، قدم در ورطه صلح نهاد . از طرفين عهد دوستى پذيرفته ، مهم مصالحه فيصل خواقين سمرقند و تاشكند عنان مراجعت برتافته ، به وطن مألوف شتافتند . و در منتصف سال مذكور پير محمد خان و
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: نادره جلالى
ص٤٣٩