تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
عبد العزيز خان بن عبد الله خان در ولايت بخارا بر تخت استيلا متمكن بود . چون به تاريخ سنه سبع و خمسين و تسعمائة خان مرحومى مغفورى ازين شهر بند فانى روى به سراى جاودانى نهادند ، زمام حكومت بخارا در قبضهء اختيار محمد يار سلطان بن سيونج محمد سلطان بن شيبانى خان افتاد و مغفورى پير محمد خان در بلخ به رسم تعزيه‌پرسى به ولايت بخارا آمد و به حسن تقدير ، مملكتى آن‌چنان را تصرف كرد . بنابر وقوع اين حادثه ، عبد الطيف خان بن كوچكونجى خان بن سيونج خواجه خان از تركستان و تاشكند با سپاه بىحد از قياس به تاريخ سنه ثمان و خمسين و تسعمائة به عزم تسخير بخارا و ميانكال بازوى عزّ و جلال افراشتند و روى توجه به صوب اين مملكت گذاشتند . چون خبر عزيمت اعدا انتشار يافت ، خواقين ميانكال بنابر عدم قوت به اهل طغيان متفرق و پراكنده شدند و رستم خان با ولد خويش اوزبك سلطان به بخارا شتافت و اسكندر خان از آب جيحون عبور كرده ، به صوب اندخود و شبرغان عنان عزيمت برتافت . اما خاقان عالى شأن عبد الله خان با وجود خردى كار بزرگ پيش گرفته ، به اركان دولت خويش مانند يتن سيد قارلوق كه منصب اتاليقى حضرت به او بود و امير يتن سيد جلاير و امير خليفه در باب دفع دشمنان مشورت نموده ، فرمود : بهرحال كه همه تكيه بر عنايت الهى كرده ، مردم را از هر جانب كه توانيم كوچانيده با خود به قلعه درآريم ، اهل و عيال ايشان را از درازدستى اعدا ايمن گردانيم . بعد از تأكيد اين معنى التجا به حضرت كرامت‌دستگاه ، حضرت قاسم شيخ برده ، استدعاى همّت كيميافرجام التماس فاتحه كرده ، در باب قلعه‌دارى توجه فرموده و شيخ مذكور - قدس سره - پيش از همه كوچ و توابع خود را به قلعه درآوردند . و حضرت خان با تدبير تواچيان را فرمودند تا از هرجا كه توانستند مردم را كوچانيده به قلعه درآوردند . چون در آن ايام سپاه حضرت در غايت قلّت بوده ، هر روز پانزده نفر جهت پاس داشتن تعيين نمودند . بعد از آن مخالفان با لشكر انبوه به موضع آق‌تپه رسيدند . برهان سلطان به شهادت تنيش‌بى قوشچى اتاليق عبد العزيز خان در سلك اولاد رحيم سلطان بن عبد الله خان انتظام يافته بود ، با جمعى از ايچكيان نوروز احمد خان مانند كوچك اوغلان و منصور ميرزا ولد قادر بردىبى نيمان و برخى از دلاوران محمد يار سلطان و فريقى به قدم استقبال از مردم
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 438 | نادره جلالى / محمد يار بن عرب قطغان