تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
ص 347 .
شرح
( 108 ) . بدخشان : منطقه‌اى قديمى در درهء علياى آمودريا ( جيحون ) . اين منطقه از ديرباز مركز تجمع قوم ايرانى بوده و به لحاظ كوهستانى بودن كمتر پاى جهانگشايان بدانجا رسيده است . به نوشتهء اصطخرى ، بدخشان در نيمه اول قرن چهارم ، از نواحى بلخ و « اقليمى است كه شهرها و روستاها دارد و قصبه [ مركزش ] را بدخشان مىخوانند . . . از بدخشان لعل خيزد و لاژورد و در اين كوهها معدنهاست و مشك بسيار افتد به بدخشان . » نك : مسالك و ممالك ، صص 219 - 217 ؛ مقدسى دربارهء آن مىنويسد : « از رستاقهاى بلخ محسوب مىشد ، و بر مرز تركستان ، بالاى طخارستان قرار داشت . » نك : احسن التقاسيم ، ص 296 ، 303 ؛ ياقوت مىنويسد : « عامهء مردم ، بدخشان را به صورت بلخشان خوانند . بدخشان شهرى است در بالاى طخارستان كه به سرزمين تركستان محدود مىشود . بدخشان در حملهء مغول همچون ديگر شهرها از حملهء اين قوم در امان نماند . ازبكان در اواسط قرن 9 ه ق . حصار بدخشان را فتح كردند . در سال 1293 ه ق . پس از الحاق فرغانه به روسيه ، روسها با بيگ قراتگين ( قره تگين ) پيمانى منعقد كردند كه براساس آن ناحيه مزبور تابع بخارا باقى ماند و نواحى جنوبىتر مسير آمودريا [ بدخشان افغانستان ] به افغانستان پيوست » . براى اطلاعات بيشتر بنگريد به دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 11 ، صص 520 - 516 ؛ دانشنامه جهان اسلام ، ج 2 ، صص 472 - 468 . ( 109 ) . بديع الزمان ميرزا گوركانى : پسر سلطان حسين ميرزا بايقرا كه بعد از مرگ پدر همراه برادرش مظفر حسين ميرزا به پادشاهى نشست . اما از همان آغاز بين امرا اختلاف افتاد و آنان با يكديگر به معارضه و منازعه پرداختند . شيبك خان نيز با استفاده از اين اختلافات طى جنگى در سال 912 ه ق . در موضع مرل از توابع بادغيس هرات شكست سختى به آنان داد و خراسان را گرفت . ازاين‌رو بديع الزمان ميرزا به استراباد گريخت ولى با حملهء شيبك خان به آن ناحيه ، وى به شاه اسماعيل صفوى پناهنده شد و از طرف وى به حكومت رى و سپس تبريز منصوب گرديد . در 920 ه ق . كه سلطان سليم عثمانى به تبريز