شرح
( 94 ) . ترخان : منصب و عنوانى تشريفاتى در ميان تركان بويژه در دورهء مغول . اين واژهها در منابع به صورتهاى طرخان ، طرخون ، طلخان ، طلخون ، طرخان ، تورخان و درخان ضبط شده است . صاحب لقب ترخان ، در دورهء مغول حقوق و امتيازات فراوانى داشت و گاه ممكن بود شخص با دستيابى به اين مقام از ثروت و اعتبار فراوان برخوردار گردد . به طور كلى در منابع تا نه امتياز براى دارندهء عنوان ترخان ذكر كردهاند . از دورهء چنگيز خان ترخان لقب و مقامى تشريفاتى شد كه پادشاه آن را براى شاهزادگان ، حاكمان ، اميران نظامى و مقربان درگاه و نيز به كسانى اعطا مىكرد كه خدمات شايستهاى انجام مىدادند .
مقام ترخانى در ماوراء النهر و تركستان تا قرن 10 ه ق و در ايران تا اواخر دورهء صفوى وجود داشت . براى اطلاعات بيشتر نك : دانشنامه جهان اسلام ، ج 7 ، صص 107 - 106 .
( 95 ) . از « در اين اثنا بابر ميرزا با دويست و چهل كس . . . جنگكنان از شهر بيرون شتافتند » با اندكى تفاوتى در حبيب السير ، ج 4 ، صص 284 - 285 آمده است .
( 96 ) . دروازه آهنين ( دروازه حضرت شاه زند ) : از دروازههاى سمرقند . نك : قنديه و سمريه ، ص 58 ، 153 .
( 97 ) . از « لاجرم روى به اردوى خود . . . صوب بخارا نهاد » با اندك تفاوتى در حبيب السير ، ج 4 ، ص 285 آمده است .
( 98 ) . سلطان احمد تنبل : وى همراه شيخ بايزيد ( حاكم اخسى ) به دست شيبك خان در فرغانه به قتل رسيد . نك : تاريخ رشيدى ، ص 166 . به گفتهء مؤلف حبيب السير سلطان احمد تنبل در جنگ قلعه دبوسى كشته شد . نك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 289 .
( 99 ) . از « سلطان محمود خان ، ايوب بيتكچى . . . از پاى افتاده مقتول گشتند » با اندك تفاوتى در حبيب السير ، ج 4 ، صص 290 - 289 آمده است .
( 100 ) . مولانا باباى پشاغرى : اين نام در حبيب السير ، ج 4 ، ص 290 به صورت مولانا باباى ساغرى ضبط شده است . بشاغر نام ديهى بزرگ از ولايت سمرقند بوده كه مولانا بشاغرى اصلا از مردم همين ناحيه بوده است . وى در علوم باطنى و ظاهرى تبحر داشت و از