بعد از اتمام مدرسه خود الغ بيگ و قاضىزادهء رومى در آنجا تدريس مىكردهاند . نك : قنديه و سمريه ، صص 157 - 156 .
شرح
( 104 ) . از « به طرف درياى كوهك معطوف ساخت . . . اختيار كردند » با اندك تفاوتى در حبيب السير ، ج 4 ، ص 290 آمده است .
( 105 ) . حصار شادمان : شهرى است نزديك بلخ . نك : لغتنامه دهخدا ؛ شرف الدين على يزدى در وصف جنگهاى امير تيمور گوركانى از قعلهء شومان ( جنوب شهر واشجرد ) به نام حصار شادمان ياد كرده و غالبا آن را به صورت حصار يا حصارك نوشته است . نك : جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 468 .
( 106 ) . بغلان : نام محلى در شمال شرقى افغانستان . ديرينگى بغلان به روزگار كوشانيان مىرسد . بغلان كهن يكى از مراكز مهم و اوليهء فرهنگ كوشانيان بود . در دورهء اسلامى به اين ناحيه نام تخارستان داده شد . در تقسيمات ادارى خراسان در سدههاى نخستين اسلامى ، بغلان از شهرهاى تخارستان ، از نواحى بلخ به شمار مىرفت . در اين دوره بغلان شهركى بيش نبود . اين شهر از دو بخش عليا و سفلى تشكيل مىشد . بغلان پايين بزرگتر از بغلان بالا و داراى مسجد بود . بغلان بالا همچون دهى بزرگ ، در مجاورت درهاى سر سبز با درختان انبوه قرار داشت و تفرجگاه مردم بود . از بغلان راهى به سوى اندراب كه در پاى رشته كوههاى هندوكش واقع بود و اهميت بازرگانى فراوانى داشت مىگذشت ، راهى نيز از بغلان به بلخ منتهى مىشد و راهى ديگر از بغلان به باميان مىرفت . اين شهر تا روى كار آمدن سلسله تيمورى در دست مغولان و سپس خود تيموريان بود و بعدها به دست ازبكان افتاد و تا روى كار آمدن ابداليها در قندهار همچنان در دست ازبكان باقى ماند . براى اطلاعات بيشتر بنگريد به دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 12 ، صص 375 - 374 ؛ دانشنامه جهان اسلام ، ج 3 ، ص 589 .
( 107 ) . ختلان : از شهرهاى بزرگ و مهم خراسان كه بعضا ختل هم گفته شده است . به نوشتهء ياقوت حموى ، ختلان سرزمينهاى واقع در پشت نهر در نزديكى سمرقند را گويند ولى صحيح آن ختلان است . زيرا ختل قريهاى است در راه خراسان . نك : معجم البلدان ،