تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

صد و هيجده

قربانت شوم ! دو هفته بود كه منتظر دست‌خطّ شريف بودم و تابه‌حال كه دوشنبه دوازدهم شهر حال است ، تعليقهء مشروحهء عالى شرف وصول بخشيد . هر يك از مطالب مرقومه مفصّلا جواب دارد و تا حركت پست سفارتى نيم ساعت بيش‌تر نيست و وقت تشريح و تفصيل اجوبهء مطالب مزبوره را ندارم ، ولى چون جواب بعضى مرقومات لازم است ، ساعى هستم يك ساعت يا دو ساعتى فرستادن غلام را به شهر تأخير بياندازم . اوّلا به‌طور اجمال عرض مىكنم كه شما را به خدا قسم مىدهم كه چشم از اين مرديكهء خدانشناس مشهدى حاجى آقا بپوشيد و به حرف‌هاى او ابدا اعتنا نكنيد . راحتى كه از او متصوّر نيست و به غير از تفتين و كذب‌گويى و ايجاد اضطراب در خاطر آن محبوب جان ، ديگر امرى از او صادر و ظاهر نمىشود . شرحى در خصوص جناب آقا ميرزا آقا و رمضان باغ‌بان به سركار عالى نگاشته است كه همه محض غرض و صرف عداوت است . شخص آقا ميرزا آقا گوهر نورانى است و و اللّه هر خدمتى از سركار عالى باشد و هرگونه زحمتى از مخلص را به جان و دل عامل خواهد بود و ابدا تغيرى در چهرهء ايشان حاصل نخواهد شد . مخصوص كه از آن محبوب جان و روان ظاهرا و باطنا نهايت امتنان را دارند . نمىدانم مشهدى حاجى آقا چه گفته و چه نحو معمول داشته كه ايشان متغيّرا له حرفى زده باشد . رمضان نامهء لفظ ايشان است ، چنان‌چه هنگامى كه تعليقهء راجع به رمضان به ايشان رسيده ، روز بعد به قلهك آمدند و اين عبارات را اظهار داشتند كه حاجى آقا جناب خان مدير مىخواهد . رمضان نامهء مفصّلى نوشته‌اند به من كه تمام