اجارهخانه بهطور لايق شده ، به نحوى كه مرحوم ميرزا شيخ على اجاره مىداد ، اجاره دهم . اجوبهء خيلى مسايل است كه به غير از زمان حضور مقدور نيست معروض دارم . حال راضى هستم كه به عقايد خودتان باقى باشيد ، تا زمانى كه خداوند تحصيل قبض حضور سركار عالى را مقرّر فرموده است .
بارى سركار معزى اليه مكتوبى ديگر در باب اجارهء خانه به سركار نوشتهاند . چهار تومان ديگر [ به ] ميزان عنوان اوّليهء خودشان افزودهاند كه سالى يكصد تومان بوده شد . حال بدانچه رأى مبارك است ، جوابا مرقوم داريد تا از اين قرار معمول و رفتار شود . امروز رييس دوّم دخانيات ، نوّاب اكبر ميرزا را به قلهك فرستاده بود كه آنجا را به جهت ايشان اجاره كند . سه ساله هم مىخواهد . ماهى بيست تومان با خودشان مذاكره كردهاند . پس از گفتوگوى زياد با نوّاب ، مشار اليه قرار شد كنترات نامچهء رييس بانك را ، كه ماهى سى تومان بوده است ، فردا مصحوب غلام به شهر نزد مشار اليه فرستاده كه به رييس دوّم بانك بنمايد و پس از آن قرار اجارهء آنجا را بگذارد . مختصر اينكه اين معاملهء خانه هم يكى از تقصيرهايم شد . من خود اقرار مىكنم كه به غير از قصور و تقصير و نقصان ، صفتى ديگر در بنده ملحوظ نيست .
يكى از عنواناتى كه اكبر ميرزا نموده است كه رييس دخانيات كه در شهر آمده ، خانه را مشاهده نموده ، اظهار كرد كه اگر اينجا را بفروشند ، مىخرم .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٦٩