مىگفت :
« آقا ميرزا عبد اللّه چهار پنج روز است [ به ] ده رفته و وجه تابهحال نرسانيده . »
لا بدا عصر را به خانهء جناب آقا عبد الحسين رفته و خواهش نمودم و تا بعد از سيزده عيد مهلت گرفتم . بعد از اين هروقت برات مىفرماييد ، موعد آن را قدرى زيادتر فرماييد .
در خصوص خانهء بيرون ، شش ماه زمان اجارهء آن است . يك ماه ديگر به زمان اجاره باقى است . در خصوص باغبان ، به جهت باغ جديد خيلى لازم است ، لكن اگر مصلحت بدانيد ، ماهى ده پانزده قران داده ، مشهدى محمّد ، باغبانباشى حضرت اجلّ ، كه تابهحال مراقبت نموده ، كسى بگمارد كه در آنجا مواظبت نمايد .
درختهاى آنجا تماما گرفته است . از جهت آب قدرى وحشت دارم . از قرار مسموع حضرت اجلّ كمال تقيّد به آب باغ خود دارند و غدغنهاى سخت نمودهاند كه آب خوردن هم به كسى نمىدهند . على الخصوص كه باغ و عمارت ديگر به تازگى به باغ مزبور وصل نمودهاند و آب آنجا كم شده است ، بدين لحاظ جرأت نكردهام كه خدمت حضرت ايشان براى آب عريضه بفرستم . مىترسم قبول نشود .
رييس ادارهء دخانيات در خانهء غفّار بيگ امير آخور سفارت نشست و اين خانه نزديك به قراولخانهء درب آهن سفارت است كه اعلان آنكه بالاى درب آن نصب كردهاند ، از وسط خيابان خوانده مىشود . در خصوص سنگ براى ترازوى دواها ، چنانچه مرقوم فرمودهايد ، با جناب آقاى آقا سيّد ابو تراب مذاكره نموده ، جواب مىنويسم . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 24 شوّال 1308 .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٤٦