در خصوص طلب از ارباب مرقوم فرموده بوديد ، از پنجاه تومان صرفنظر نموده ، عمل او را قطع و فصل نمايم . در مقام دوستى و برادرى ، شخص هرقدر صرفنظر نمايد ، به جا و به موقع است . ولى اين شخص و اللّه المقتدر القدير از آتش خطا و خلاف و عدم وفا به عهود مقدّسهء دوستى قلبم را گداخته است و لازم است مجلسى ديگر با او مقابل شده ، اگر امر تكذيب به مقتضيّاتى كه منظور نظر است رفتار شود ، در عريضهء سابقه استدعا كرده بودم از سركار هادى خان بخواهيد مجلسى مهيّا كند كه در اين باب مذاكره شود و اختتام اين امر را مصرّا و اكيدا از ايشان بخواهيد . از قراين معلوم مىشود چيزى به ايشان مرقوم نداشتهايد ، زيرا او در اين باب تاكنون به مخلص اظهارى نفرمودهاند و حال آنكه كمال انتظار را داشتم . اراده دارم فردا كه يكشنبه است ، به شهر رفته ، در حساب با ارباب مذاكره نمايم ، بلكه بهطور خوشى امر بگذرد .
در باب مطالبات ديگر هم ساعى و جاهدم . شنبهء گذشته رقعهاى از جناب آقا عبد الحسين در قلهك و اصل آمد كه يكصد و شصت تومان از بابت پانصد تومان حواله و سيصد تومان ديگر بيشتر از آقا ميرزا عبد اللّه صرّاف بگرفتهاند . بدين لحاظ روز يكشنبه را به شهر رفته در منزل جناب آقا ميرزا آقا اوّلا آقا ميرزا عبد اللّه را احضار و با او به سختى گفتوگو كردم و از آنجا به اتّفاق مشار اليه و جناب آقا ميرزا آقا در حجرهء آقا عبد الحسين رفته ، مذاكرات زياد به ميان آمد . آخر الامر قرار شد كه تا پانزده روز ديگر تمام وجه اين برات را بپردازد . از آنجايى كه تمام كارهاى صرّافها را مختل و معطّل داشته ، ميرزا عبد اللّه در ضمن شغل صرّافى چنگ به رشتهء زراعت زده ، چهار پنج ده معتبر از نوّاب جلال الدّوله اجاره كرده است و قريب دو سه هزار تومان بذر و مساعده و غيره در اين دهات متفرّق ساخته است . گذشته از اينكه وجوهى از همدان و ملاير و غيره براى او خواهد آمد ، زمان دست آمدن محصولات دهات نزديك است . اين جانب از وضع حاليهء او تفريغ حواس ندارم و مطمئن هستم به سركار هم اطمينان مىدهم كه مشار اليه ورشكسته و بىچيز نيست . غالب اسنادى هم كه از مردم دارد ، به اسم مخلص است كه در مقام وصول سوخت نشود .
در باب خانهء جديد شرحى سركار مقرّب الخاقان آقاى ميرزا زين العابدين خان زيد اجلاله العالى ، به سركار نوشتهاند . ايشان مايلند از حالا آنجا را اجاره فرمايند .
اين پنج ماهه ييلاق هم در اجارهء ايشان مىشود . اگر بدهيد و مصلحت بدانيد ، در
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٤٨