خواهند داشت . روز گذشته برات پانصد تومان حواله به عمدة التّجار آقا عبد الحسين و اصل آمد ، حواله كردم صرّاف بدهد . چون ايّام عيد است ، خوب بود موعد آن را بيشتر از پنج روز مقرّر فرماييد . دكاكين بسته است و تدارك وجه قدرى صعب است . وجه قيمت باغ ، با اين وجهى كه حواله فرمودهايد ، عجالتا هزار و چهارصد تومان مىشود . وجهى هم نزد مخلص است اگر هزار و يكصد ذرع زمين مخلص را قبول بفرماييد و قيمت آن را موضوع فرماييد ، بقيّهء آنچه طلب سركار شود ، ان شاء اللّه زود خواهم پرداخت . جهت اينكه مقروض سركار عالى شدهام ، خانهاى است كه ابتياع نموده و در نفس الامر اين خانه را از سركار عالى دارم و تا زندهام ، غريق بحر امتنان هستم و مىدانم خاطر محترم آن محبوب جان از اين عمل روشن و مثل ملك خود مىدانيد . صورتحساب سال گذشته مصحوب جناب آقا سيّد مرتضى فرستاده خواهد شد .
مطالبات هرچه هست ، ان شاء اللّه و به عون اللّه وصول مىشود . مقرّر فرماييد تنخواه نقدى هرچه به دست مىآيد و وصول مىشود ، در وجه جناب آقا عبد الحسين داده شود . جناب آقا ميرزا عبد اللّه صرّاف هم از نيكان و ابرارند . اگر معاملهء اقساطى و توالى خودمان را با او بنماييد كه طرف حساب بلاواسطه با خود سركار شود ، يقين دارم پشيمانى ندارد و صرفه با شما است . هرقدر هم تنخواه نزد ايشان بماند ، تومانى يكصد دينار فرع خواهد داد . مشكل ميدانم آقا عبد الحسين چيزى فرع بدهد . در خصوص اراضى ميرزا اسمعيل خانى ، عجالتاً ورثه از فروش آن منصرفند و مخلص هم غفلت ندارم . در خصوص كمبود اسباب دوا ، سركار به دقّت ملاحظه و جستوجو فرماييد ، پيدا خواهد شد . در جعبههاى كوچك كاغذى گذارده شده . خود جناب آقا در جواب كاغذ سركار به وضوح خواهند نوشت . بنا بود امروز مراسلهء جوابيّه را بفرستند ، ولى هرچه منتظر شدم ، تابهحال نرسيده است .
الحال براى ديدنى جناب مستطاب حكيم در بنده منزل تشريف آوردند و سلام مشتاقانه مىرسانند . وقت نگارش زياد بر اين هم نيست . معذرت مىخواهم .
ان شاء اللّه هفتهء بعد . نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 12 شوّال 1308 .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٤٤