صد و نه
محبوب جان من ! تعليقهء مفصّلهء اوّليه و رقيمهء رفيعهء ثانويّهء سركار عالى شرف وصول ارزانى داشت . از مطالب مندرجه و اظهار مرحمت در موقع تبريك عيد سعيد ، شرف اطّلاع و امتنان حاصل نمودم . از خداوند خبير الحال مسألت دارم كه وجود محترم آن يگانه برادر حقيقى و روح و روان وضوح معنوى را در تحت لواء مرحمت و عطوفت خود با عنايت عزّت و ثروت محفوظ بدارد و اين سال جديد و عيد سعيد نوروز را بر آن يگانه گوهر با جان برابر ، فرّخ و فيروز گرداند . هفتهء گذشته فرصت عريضهنگارى ننمودم . اليوم كه روز پست است ، با وجودى كه كارهاى دفترى هجوم نمود ، با كمال سرعت اين مختصر را عريضه نمودم .
جناب آقا سيّد مرتضى به حضور سركار عالى مشرّف خواهد شد و مطالبى را كه منكشفا و علنا و جزئا و كلّا خواستهايد ، به عرض خواهند رسانيد . روز چهاردهم عيد قرار شد روانهء كاشان شوند ، ولى چون تأكيد فرمودهايد ، در همين ايّام عيد ايشان را روانه مىنمايم . تلگرافى امروز از بابت باغ مرحوم ميرزا شيخ على كردم .
حاجى ميرزا هادى دولتآبادى اصفهانى شرير جنسيّت ، از اينكه يكى از طلبكاران آن مرحوم است ، در مقابل متّصل بر قيمت باغ افزوده تا به نهصد تومان رسيد .
تلگراف هم از قول مقرّب الخاقان ميرزا زين العابدين خان شد كه اگر اذن دهيد ، به نهصد تومان ابتياع شود . يكصد و بيست تومان وجه اجارهء آن را كه الآن بانك شاهنشاهى مىدهد ، از اين قيمت كسر نماييد ، هفتصد و هشتاد تومان خواهد شد .
سركار ميرزا زين العابدين خان ابتياع آن را به اين قيمت مصلحت داشتند .
در خصوص حساب ارباب ، تفصيل واقعى را جناب آقا سيّد مرتضى معروض