صد و يازده
قربانت شوم ! به توارد موانع كه دو هفته از عرض عريضه محروم گرديدم ، تعليقهء محترمهء عالى در هفتهء گذشته و اصل و از مجارى حالات و استقامت مزاج شريف كمال مسرّت حاصل گرديد . رقيمهء رفيعه به ترشّحات كلك منير در قمصر مزيّن و منوّر گرديده است . ان شاء اللّه به استنشاق هواى لطيف در آن محلّ لطيف بر آن محبوب جان خوش خواهد گذشت و به گرفتن گلاب كه هديهء احباب و تحفهء آن ولايات است ، اقدامات شوقيه ، كه از مقتضيّات لطافت طبع آن محبوب است ، به عمل خواهيد آورد . خوشبختى عالىجاه نور چشم ميرزا عبد اللّه همين بس است كه به ملازمت ، شرافت لقاى سركار عالى را ادراك نموده ، مرقوم داشته بوديد صورتحساب ارسالى را مراجعت از قمصر تحتنظر اراده تفريغنامه ارسال مىدارم . منتظرم كه به مفاد مرقومه تشريف اقدام فرماييد . اقداماتى كه ان شاء اللّه منتج به نتيجه باشد .
در وصول تنخواه طلب از ميرزا آقا خان سرهنگ ادارهء نظميّه به عمل آمد . زمين رهنى خود را به عمدة الامراء النّظام ميرزا ابو تراب خان سرتيپ اوّل منتقل و طلب ما را سرتيپ معظّمله به اطّلاع اجزاى دفتر سفارت تمسّك داد كه به موعد دو ماه از قرار تومانى سه شاهى عايد دارد . همينقدر شد از تقلّبات و طرّارى سرهنگ مشار اليه آسوده شديم . قسمتى هم از تقسيم ثانوى طلب از مرحوم ميرزا شيخ على سهم مخلص شده كه عجالتا پنجاه تومان آن را دريافت كردهام . منتظرم كه بقيّه را كه پنجاه و نه تومان ديگر باشد ، دريافت و جزئى با وجهى كه خودم براى اداى دين تهيّه نموده ، تحويل جناب آقا عبد الحسين نمايم .