هفتاد و چهار
محبوب جان من ! هر دم آيد غمى از نو [ به ] مبارك بادم ! آقا ميرزا شيخ على در شش روز پيش از اين مرحوم شد . هفت يا هشت هزار تومان مقروض است و محلّ صحيح هنوز پيدا نشده است . پس از سه روز اشتغال به ختم و غيره ، مشغول محاسبات و رسيدگى به نوشتهجات آن مرحوم هستيم . ششصد تومان هم از ما است كه در حساب نوشته شده . حالا در كوشش هستم كه به تدبيرى وصول نمايم .
تعليقهء سركار وصول يافت . افسوس دارم كه مجال ندارم جواب مطالب مرقومه را بنويسم . اين مختصر را هم با قلم شكسته نوشتم و فرصت تراش آن را نداشتم . سياههء حساب را لفّا فرستادم . تفصيل مطالب يا روز دوشنبه يا هفتهء ديگر نگاشته مىشود .
زياده [ از ] حدّ تصديع مىدهد .
رجوع كنيد سهو و نسيانى در سياهه نشده باشد . و اللّه حواس ندارم .