تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

هفتاد و پنج

قربانت شوم ! ان شاء اللّه مزاج محترم عالى قرين استقامت است . اين مهجور كه اين اوقات گرفتارىهاى فوق‌العاده حاصل نموده است . تعليقهء سركار عالى راجع به قاليچهء كهنه و اظهار خدمت سركار جلالت آقاى چرچيل‌صاحب كه اگر مايل شوند به شراكت سركار ابتياع و اصل شود . اين مطلب به ايشان اظهار شد . فرمايشى كه مشعر بر ميل و اقدام به اين كار باشد ، از ايشان ممنوع نشد ، چون نديده‌اند و نمىدانند چيست . سابقا اظهار استعجاب از وضع مرحوم آقا ميرزا شيخ على كرده بوديد . عموم خلق تعجّب دارند ، ولى بر عموم هم معلوم شد كه اكبر ميرزا و مادرش آن‌چه نقدينه و جواهر و اسباب قيمتى بوده ، از ميان برده‌اند . سفارت هم عمل طلب‌كاران و مطالبات آن مرحوم را كلّا محض آسودگى خودشان به جناب مشير الدّوله وزير عدليّهء اعظم و تجارت رجوع نمودند . باغ آن مرحوم را به هزار تومان تخمين زده‌اند . آب ندارد ، بايد آب اجاره كرد . چند روز است هواى تهران خوب شده است ، بارندگى ايستاده است . بنّا گذارده‌ام ناتمامى تعمير خانهء جديد را تمام كند . خانهء قديم هم تعمير خيلى لازم دارد . خانه‌هاى ما هم چند روزى است بنّا تعمير مىكند . امسال هم فوق‌العاده تخريب ابدان شد و هم بنيان . در خصوص معامله با چند نفر كه مرقوم فرموده بوديد پرهيز كنيد ، ازجمله ميرزا ابو القاسم خان ، من خود خيال تفريغ و دريافت طلب را از ايشان دارم . اين اوقات به‌جهت امر مواصلتى سى تومان ديگر خواست . تعهّدات قويّه كرده است كه تنخواه بدهى خود را با سى تومان يك‌دفعه تمام بدهد . اميد داشتم امسال به تهران
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 247 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه