تشريف مىآوريد . اين هم از بدبختى من است . خيلى ميل دارم اين اوقات از معامله با مردم آسوده شوم . بهعلاوه بهواسطهء حضور مرحوم آقا ميرزا شيخ على منشيان دفتر ممنوع شدند از معامله با مردم . و اللّه به جان خود شما كه از جان عزيزتريد ، از خدمات معامله با مردم و ضررهاى حاصله هزار يك به سركار عرض نكردهام ، مثلا در وصول اين ششصد تومان كه به مرحوم آقا ميرزا شيخ على داده شد و حال در سياهچال است ، ملاحظه فرماييد چهقدر زحمت دارد و اگر كسر و نقصان هم يابد ، چه اندازه خجالت از سركار حاصل است .
گنهگنه خواسته بوديد . خيلى افسوس دارم كه فراموش كردم حاضر كنم و با غلام بفرستم . ان شاء اللّه مصحوب پست مىفرستم . دواخانهء سفارت رسم نيست دوافروشى نمايد . فقط محض اجزاء سفارت است . زياده [ از ] حدّ تصديع شد .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٤٨