در خصوص آب خانه سؤال فرموده بوديد . آب اين خانه را با خانهء مرحوم ميرزا جان ، كه بعد مستغلّ سركار آقا ميرزا شيخ على شد ، از آب ميرزا عيسى وزير ، كه در خيابان جنب سفارت جارى است ، مىرسانند و سالى ده تومان وجه اجارهء آب به ميرزا عيسى مىدهند ، ولى قبل از اينكه خانه ميرزا جانى را مالك شوند ، ماهى دو سه هزار دينار به ميرآب مىداد و آب به كمال فراوانى همه وقت به حوض و آبانبار و حمّام مىرسيده است . حال هم بعد از انقضا به زبان اهالى كه دو ماه و نيم ديگر است يا به اجاره از خود ميرزا عيسى وزير ، يا به توسّط ميرآب ، بايد آب آورد . از صورت بروات ارسالى سؤال فرموده بوديد . در هفتهء قبل رسيد و خيلى ممنون شدم . در باب سركار شيخ مرتضى در هفتهء گذشته همگى به سر ايشان هجوم آورده ، اتمام عمل را مطالبه كرديم . وعدهء صريح بلاتغيير دادهاند كه در اين هفته كار انجام دهند .
بندهزادهها للّه الحمد سلامتند . نور چشم عزيز جان موچول جان ان شاء اللّه به بدايع حفظ الهى محفوظ و سالم است . البتّه او را از جانب مخلص ديده بوس فرماييد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
10 جمادى الثّانى 1306 .
سركار آقاى ميرزا زين العابدين خان ، دام مجده ، سلام مىرسانند . در اين هفته دو كلمه به ايشان بنويسيد . محبوب جان من ، سركار آقاى آقا ميرزا شيخ على ، دام اجلاله العالى ، مراسله در جواب مراسلهء سركار نوشته بودند . بنده آن [ را ] گرفته ، به اين عنوان كه نخواهم فرستاد و عمل را به نصفه كه پنجاه تومان باشد تمام كردم .
ان شاء اللّه مبارك است و اميدوارم خدمت سركار روسفيد باشيم . مراسلهء مرقوم را فرستادم ملاحظه فرماييد . ولى اين را عرض مىكنم كه در راه دوستى و مرحمت ، نسبت به اين بنده خيلى گذشت فرمودهاند .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١٧٨