تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

چهل و نه

هو اللّه تعالى

روحى و ذاتى و حقيقتى به عزّتك الفدا ! عمدهء مقاصد و اهمّ مطالب صحّت مزاج شريف و عنصر لطيف آن ذات مقدس و فطرت منوّر حضرت عالى روحى فداه است ، كه همواره از حضرت احديّت حسب ذكره و ثناه ، اقلّ و راجى بوده و هستم و اميدوارم كه لايزال حاصل بوده و خواهد بود . عرض فانى اظهار ارادت و بندگى و عبوديّت و چاكرى خود اين مخدوم است نسبت به آن حضرت و اين هم البتّه در نظر مبارك عالى واضح و قلب امور بهترين بوده است ، كه مقصود محاوره‌اى و عرض تحيّت نيست ، بل‌كه خالص و حقيقى است . عرض ثالث اين‌كه امروز را در خدمت جناب مستطاب مولايى و آقايى جوهر جواهر معرفت و دانش ، حكيم عليم بصير ، جناب حاجى ميرزا حسن زيد فضله و عرفانه ، مشرّف بودم ، عنوان دو مطلب شد كه از اشارات جناب عالى روحى فداه بود ؛ يكى در خصوص نسخه كه خواسته بوديد كه يك جزء آن جردار [ ؟ ] بود ، گذشته از اين‌كه اين ادويه داراى نفعى نيستند ، ضرر كلّى دارند ، بل‌كه سمّ هستند و ابدا آن منافعى كه منظور است در آن‌ها نيست و عرض فدوى اين است كه به جاى اين ادويه يك نخود استركنين كه پنجاه حبّ باشد و يكى از آن‌ها صبح و يكى شام صرف شود ، خيلى مناسب‌تر است ؛ هرگاه قبول شد و از خيال دوا منصرف شديد ، ان شاء اللّه ، حبّ استركنين را ساخته ، بندگى مىشود . و مطلب ديگر در خصوص اسمعيل و الياهو بود . قربانت شوم ! اوّلا اين‌كه در وقتى كه فدوى اسمعيل را خدمت عالى آوردم و سپردم ، منظور خدمت و ارادتى