پنجاه و يك
محبوب جان من ! ان شاء اللّه به عزّ اقبال مالك عزّت و ملوك بىهمال همواره مقرون به صحّت و اجلال و مبرّا از كلال و ملال بوده باشيد . بمنّه و فضله و احسانه .
اگرچه عريضه مصحوب پست ايران ، ارسال حضور شرافت ظهور آن محبوب محترم شد ، اكنون نيز كه چاپار انگليس عازم بود ، بدين مختصر تصديع افزا گرديده ، ضمنا اظهار مىشود چنانچه در عريضهء قبل اشعار شده بود ، مبلغ پنجاه تومان ديگر از بابت قيمت خانه در وجه سركار آقا ميرزا شيخ على ، زيد اجلاله ، تسليم شده ، قبض رسيد هزار و ششصد تومان از بابت وصول تمام قيمت خانه از ايشان دريافت شد .
هركس مىشنود ، اين معامله را تحسين مىكند ، لكن متوسّلم به عنايت خداوندى كه بعد از اين مفاد دلهاى مقصود مطبوعه بر آن مترتّب شده ، پشيمانى حاصل نشود .
وضع بانك سابق به هم خورده ، تابع بانك جديد كه به رياست بارون رويتر و به اسم بانك شاهنشاهى ايران است ، مقرّر مىشود گويا از اوّل هم بناى بانك و اجراى معاملهء نقدى در ايران مقدّمهء همين بانك ثانى بوده . راهآهن هم متعلّق شخص مالك جديد خواهد بود و يقينا خواهند كشيد . در خصوص سركار شيخ مرتضى اصرار و ابرام خيلى شده است . وعدهء اخير ايشان غريب به اتمام است . انجام عمل را امروز يا فردا مطالبه خواهم كرد . نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد .
زياده [ از ] حدّ تصديع داد .
فى 13 جمادى الثّانى 1306 .