تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

پنجاه

محبوب جان من ! تعليقه رفيعهء عالى ، مورّخهء دوّم شهر حال ، شرف وصول ارزانى داشت . از اظهارات مراحم‌آميز سركار ، كمال امتنان حاصل گرديد . معلوم است در مقام برادرى حقيقى و اتّحاد واقعى معنوى كارهاى راجعه به طرفين نيك و ابدا مباينت و مغايرتى ملحوظ نيست . خداوند روز به روز بر عزّت و شوكت و دارايى سركار عالى بيافزايد كه اين بوده آمال دايمى و هميشگى من . اين نيّت را هم دربارهء ميرزا ابراهيم داشتم ، ولى همين كه چهرهء اين منظور كشف رخ‌سار نمود ، روز به روز بنيان يگانگى و اتّحاد رو به سستى و فتور گذاشت ، تا كار به جايى رسيد كه سال به سال مىگذرد و از حال يك‌ديگر بىخبريم و ملاقاتى حاصل نيست ، مگر هرچند ماهى عبورا بر سبيل اتّفاق در شارع يك‌ديگر را ملاقات نماييم و به يك سلام و عليك و احوال‌پرسى مختصرى از يك‌ديگر بگذريم . لكن از اين خوش‌وقتم كه خداوند رئوف بذر آمال حقيقى مرا در رضوان وجود مسعود سركار روييده نموده ، به روايح وفاى آن محبوب جان مسرور و مشعوف و شادكامم . در باب يك‌صد تومان تفاوت قيمت خانه ، هيچ‌وقت خدمت سركار عالى معروض نداشته‌ام كه سركار آقا ميرزا شيخ على گذشت كردند . مراسلهء اخيرهء سركار را كه در جواب مراسلهء ايشان نگاشته‌ايد ، رسانيده‌ام ، مع هذا هنوز در مذاكره مىباشم و مىفرمايند قوّهء گذشت آن را ندارم و دلايل عديده بر حسن اين معامله و گذشت دويست تومان اقامه مىفرمايند . سابقا عرض كرده بودم كه خيال اين مهجور اين است در صورتى كه در اين باب اصرار زياد كنند ، پنجاه تومان ديگر بدهم و قطع حرف را بنمايم . عجالتا هنوز مذاكرهء اين يك‌صد تومان در ميان است .