هم بسازند . محض اطّلاع جسارت شده ، حال اگر ميل داريد عمل آنجا قطع شود ، مرقوم فرموده دو كلمه هم به سركار ميرزا زين العابدين خان الحال بنويسيد كه ايشان هم دخالت نموده ، كار از روى همين بگذرد كه بعد از اين حرفى حاصل نباشد .
سابقا در باب بانك سؤالى فرموديد و مخلص فراموش كردم به ايراد جواب بپردازم . اعلان بانك در دفتر سفارت نوشته شده . ماحصل آن است كه تومانى صد دينار نفع مىگيرد . هنگامى تنخواه مىدهد و يك شاهى مىدهد در وقتى [ كه ] وجه مىگيرد . در باب گلاب ارسالى چون پنج عدد از شيشهها كسر آمده ، [ به ] هر نفرى نه عدد شيشه داده شد . سياههاى كه سركار آقا ميرزا شيخ على صورت دادند ، لفّا فرستادم . پس از ملاحظه دستورالعمل بفرستيد .
نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد . از نور چشم عزيزم ميرزا عبد اللّه معذرت مىخواهم . فدايت شوم ! پس از استفسار سلامتى حالات به جهت آيات ، زحمت افزا است كه اين خانه من جميع الجهات مستغنى از تعريف و توصيف است و اين معامله علّت اصلاح است و مطالبى كه جناب حاجى آقا مير مجده عالى مرقوم داشتهاند ، عين صدق است . ديگر اصلاح ما همه آن است كه آن نموده است صلاح .
التفات فرموده آقاى معظّم مفخّم آقا ميرزا عبد اللّه را سلام مشتاقانه برسانيد و همچنين نور چشم عزيزم را ديده بوس فرماييد .
فى 12 شهر ربيع الاوّل 1306 .
سركار هادى خان را چندى است خبرى ندارم . به سراغ ايشان خواهم فرستاد .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١٥٤