چهل و يك
مكرّم محبوب جان و سرور معظّم مهربان من ! تعليقهء شريف مورّخهء دوّم شهر حال ، به توسّط مطيع الاسلام الياهو و اصل آمد و از مندرجات آن كاملا استحضار حاصل گرديد و از اظهارات مرحمتآميز سركار عالى بالنّهايه امتنان قلبى روى داد .
در خصوص وصول صورتحساب و عدم اندراج صورتحساب سنوات ماضيه اشعار شده بود . چون توجّهء مخلص به همين حساب عمدهء كلّى بود ، آن حساب جزئى قبل را واگذار به اطّلاع خود سركار عالى مىداشتم و آنچه از آن جناب يا قيمت براى حوالهجات جزئيّه گذارده متوجّهء آن نشدم و اگر لازم است اشاره شود آن را هم خواهم فرستاد . يك دينار از قلم ساقط و هابط نخواهد شد [ و ] نيم شاهى سربسته و مبهم نمىماند .
در خصوص چهارصد تومان حواله به الياهو را هم چنانچه مرقوم فرمودهايد ، دهپانزده روز به او مهلت خواهم داد . مذاكرات در خصوص هزار تومان قسط گمرك كه نزد آقا ابو لقاسم صرّاف سوخت گرديد ، با او به عمل آمده ، اين بىچاره در كمال تأثّر شروع به گريه نموده و از اقدامات و اهتمامات و زحمات خود و رفت و آمد در خزانه به گفتوگو با شيخ مرتضى و تا به حال ضرر سيصد تومان براى اين كار متحمّل شدن ، شرح و بسط زيادى داد . حاصل اظهارات او اين است كه جناب آقا عبد الحسين تاجر كاشى بهواسطهء كثرت كارهاى شخصى خود نمىتواند در اين كار مراقبت نموده ، با آقا شيخ مرتضى گفتوگو و اصرار در انجام اين امر بنمايد . مرا هم كه يهودى مىدانند و توجّه به عرايض من ندارند و حرف مرا ابدا گوش نمىكنند و بدينلحاظ ماندهام حيران و سرگردان . طورى هم از قبول زحمات و خدمات