تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
صورت فرستاده مىشود . در باب ارسال برات هزار تومانى كه به تازگى فرموده‌ايد كه به قيمت مستغلّات برود ، حالا به هيچ‌وجه لازم نيست . هروقت لزوم پيدا كرد ، ممكن است اطّلاع داده ، آن‌وقت ارسال فرماييد . از سنگينى بار در يوم الحساب مىترسم . عجالتا تأمّل فرماييد صورت‌حساب هم معلوم شود . نفرماييد اين‌ها از بىكفايتى است ، نه و اللّه ! از احتياط است . عمل پول است و قاضى الحاجات عموم‌زاده‌هاى مام حرص و هوى اين است كه اختلافات و نفاقات و تباينات ناس از معامله در اين قلمرو حاصل مىشود . ديگر اين‌كه حسب الامر نه رى برنج ، كه يك‌بار باشد ، به مشهدى حسن سركارى تحويل داده شد . هم‌چنين يك‌دست فرش كه خواسته بوديد به او تسليم نموده ، بيآورد . دوبار برنج از قرار يك رى چهار هزار و شش‌صد دينار ابتياع نموديم . برنج زر و چه بسيار خوب است . يك قران هم به بوجار داده پاك نمودند . خورده [ خرده ] و شلتوك هر چه داشت من خودم برداشتم در خانه براى آش صرف مىشود و يك‌بار برنج بىخرده و شلتوك ، پاك و بىعيب به جهت سركار فرستادم . اگر از رزّاز خريده بيش‌تر شش قران و شش قران و ده شاهى كم‌تر نمىدادند . در خصوص باغ فرح‌آباد ، آن‌چه مرقوم فرموده بوديد به جناب ارباب اظهار داشتم و ايشان در اين كار مستعدّ و حاضرند كه بر وفق منظور امر بگردد و منتظرند ميرزا ابراهيم خان از تفليس بيآيد . در باب اجاره خانه اين‌كه تا به حال اجاره نرفته است ، ذكر سى تومان اجارهء رييس بانك ، كسى را نمىگذارد نزديك بيآيد . حالا هم منتظرم سه چهار نفر از كارگزاران بانك با جناب وزير مختار هم‌راهند ، ان شاء اللّه با كم و زياد به يكى از آن‌ها اجاره داده خواهد شد . چند نفرى پيدا شدند و هيجده الى بيست مىخواستند اجاره كنند . براى خريد زمين ميرزا اسمعيل خان و خانهء ارمنى در مقدّمات آن واردم . شخص ارمنى اگر بفهمد اين بنده طالب خريد خانه هستم ، سه مقابل قيمت دو خانهء خودش طمع گرفتن از بنده به هم مىرساند . محمّد رضا بيگ قاپوچى سفارت را ، كه آدم باهوش زرنگى است ، گماشته‌ام به اسم خود به او مذاكره مىنمايد . حالا راضى شده است به قيمت معمار به او بفروشد . چون اين اراضى زراعى است و غالبا در بلوك