چهل و دو
قربانت شوم ! تعليقهء شريف مورّخهء دهم شهرحال شرف وصول بخشيد . خبر از استقامت حالات عالى ، ابواب بهجت بر رخ گشود . سه روز قبل مشهدى حسن جلودار هم آمده ، مختصر تعليقه آورده كه مبنى بر دستورالعمل سپردن قاطرها به مشار اليه بود . سه روز بعد از ورودش نزد مخلص آمد متعذّر بود كه خانه را بجستم سفارت هم آمدم نبوديد . روز پيش هم پيغام داده بودم قاطرها را از قلهك به شهر بيآورند . اتّفاقا همانروز به شهر آمده بودند و با تمام اسباب تحويل مشهدى حسن نمودم . قاطرهاى سركارى را هم ديدم . خيلى از اين نوع قاطرها براى فروش آوردند و اين مهجور نپسنديد . مشهدى حسن از قاطرهاى ابتياعى مخلص خيلى تعريف نمود تا سركار چه بفرمايند . قيمت آنها را هم تصديق نمود كه خيلى خوب ابتياع شده است .
مرقوم فرموده بوديد سابقا عريضه كردهام كه قيمت سه قاطر جوان هشتاد و چهار تومان و در لاحق قيمت دو رأس از آنها عرض كردهام به قيمت مزبور ابتياع شده است . خيلى از اين مطلب متعجّب و متحيّريم كه چه شده است كه اين نوع سهو قلم از مخلص به ظهور رسيده است . خيلى لازم است اين عريضه به اين مضمون را ببينم . مستدعى است اين عريضه را ارسال فرماييد . بعد از مشاهده رجع خواهم داد .
ديگر تعجّب فرمودهايد از قيمت آنها و استعجاب از حرف امير آخور سفارت كه چهگونه مىشود قاطر صد تومان قيمت در عموم قاطرهاى باركش پيدا شود . اسب صد تومانى شنيده بوديم قاطر يكصد تومانى نشنيدهايم . عرض مىكنم از اسب صد تومانى تعجّب داشته باشيد و از قاطر يكصد و پنجاه تومانى تعجّب نكنيد . در