تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
اين شكست بزرگى است از براى اتابيك . وزير دربار به اتابيك پيغام داد كه مصلحت نيست كه از آصف الدوله كه مبغوض مردم و شاه است حمايت نمايى و اين كار از براى تو مآل ندارد . البته او را از حكومت طهران معزول نما . اتابيك گوش به اين حرفها نمىدهد و كمال تقويت را از آصف الدوله دارد . گفتند شاه دستخط به اتابيك كرده كه آصف الدوله را از حكومت معزول كن و اگرنه من معزولش مىنمايم . اتابيك محض اين‌كه مبادا وهنى در كارهايش واقع شود دست از حمايت او برنمىدارد و شهرت دارد كه در آخر شعبان خلعت به آصف الدوله داده شد كه بعد از اين هم حكومت مال توست . بعد از سفر فرنگ ، نديم السلطان از كاغذخوانى حضور معاف شد و اين كار مخصوص وزير همايون و وكيل الدوله شد . شاه در 28 شعبان به نديم السلطان گفت كه من فرانسه را بد حرف نمىزنم . نوشتنش را خوب نمىدانم بايد در پيش تو تحصيل نمايم . قبل از آن‌كه وزير دربار با اتابيك صلح كند پيغام به اتابيك داد كه دشمنى تو با من بىجهت است . زيرا كه اگر پندارى من خيال صدارت دارم درست نيست . زيرا كه اگر صدراعظم بشوم پانزده روز بيشتر نخواهد شد و حمايت هم از امين الدوله و نظام السلطنه ندارم كه صدراعظم بشوم لهذا دشمنى تو سبب ندارد . وزير دربار به صدراعظم پيغام داد كه من با تو همه‌طور همراه مىباشم به شرط آن‌كه تو به دوست‌هاى من منصب بدهى و آنها را بىكار نگذارى . در سوم شعبان ، شاه يك سرايدار را محرمانه فرستاد نان و گوشت خريدند . مقدارى كم بود ، از وزن و از قيمت گران . به صدراعظم گفت . او به آصف الدوله . اين كار نتيجهء خوبى از براى آصف الدوله ندارد . مؤيد السلطنه وزير مختار برلن « 1 » كه از دوستان صدراعظم بود ، پس از آن‌كه با شاه به اروپا رفت ، بر ضد صدراعظم برخاست و با وزير دربار متحد شد و بناى كارشكنى از براى صدراعظم را گذاشت . لهذا در آنجا اتابيك به او بد گفت و از خود او را راند و گفت
هامش
( 1 ) . ميرزا رضا خان گرانمايه سرابى