بدانند ابراز نمىكنند . زيرا كه شنيده نمىشود ، بهعلاوه اسباب دشمنى صدراعظم مىشود .
عين الدوله حاكم عربستان را به طهران احضار كردهاند . مىگويند صدراعظم مىخواهد حكومت طهران را به او بدهد . زيرا كه شاه به اين كار مايل است . عين الدوله هم خوب از عهدهء حكومت برمىآيد . ليكن دورانديشان مىگويند اگر صدراعظم حكومت را به عين الدوله بدهد ، آخر خوب ندارد . زيرا كه عين الدوله پس از آنكه تسلط پيدا كرد ، با نوكرهاى ترك شاه متحد مىشود كه سبب خرابى كار صدراعظم مىشود .
در عشر دوم شعبان ، صدراعظم مهر « اتابيك اعظم » كند و به احكام و فرامين اين مهر را مىزند . پس از مراجعت شاه از فرنگ ، در راه ما بين صدراعظم و وزير دربار كدورتى سخت حاصل شد و اين رشته طول كشيد . تا عشر اخير شعبان در ميان بود . كمكم اسباب خطر براى طرفين بود . بعضى مىگفتند شاه وزير دربار را محال است از دست بدهد .
بيشتر خطر براى صدر است و صبح آن روز صدر منزل وزير دربار رفت و اصلاح شد .
بعضى گفتند چون عين الدوله با وزير دربار ميانه ندارد ، از اين جهت صدر او را از عربستان طلبيد تا در طهران به او شغلى بدهد . حكومت طهران از براى عين الدوله معلوم نشد ، گفتگوى حكومت فارس از براى او مىباشد .
در بيست و نهم شعبان ، يمين السلطان رئيس ايل قاجار ، قاجاريه را از سان شاه گذرانيد . شاه گفت صورت فقراى آنها را بنويسند تا به آنها انعام داده شود .
در آخر شعبان ، شاه به قرار معهود به پارك صدراعظم به ناهار رفت . صدراعظم تدارك كامل ديد . مردم از وزرا و حكام و غيره ، در آنجا پيشكش به شاه دادند . خود صدر هم داد . قريب ده پانزده هزار تومان از پول و غيره به شاه رسيد .
در عشر اول رمضان المبارك كه دو سه روز از ماه اول زمستان مىگذرد ، نرخ طهران از اين قرار است :
گوشت يك من تبريز چهار هزار دينار « 1 »
هامش
( 1 ) . يعنى يك چارك گوشت يك قران . يك قران هزار دينار بود و يك تومان ده هزار دينار و يك شاهى پنجاه دينار .