مىباشد ، از حكومت گلپايگان و خوانسار معزول شد . سبب عزلش اين بود كه در حكومت اجحاف زياد كرده بود و عارض زياد به طهران آمد و به خانهء صدراعظم بست نشستند .
گفتند غياث نظام رئيس ايلات كرد قزوين حكم صدراعظم را نخوانده ، لهذا صدراعظم از تهران سوار زياد فرستاده تا او را مغلولا به طهران بياورند .
امروز كه بيستم شعبان است شاه هنوز درد پا دارد و قادر بر حركت نيست . خود مىگويد جهت آه مظلوم است . شاه محرمانه نان از دكاكين خبازى مىفرستد مىخرند تا قيمت نان را بداند . ليكن به ملاحظهء اتابيك اعظم ، به آصف الدوله سخنى نمىگويد . هر روز در ميان مردم طهران ، خبر عزل آصف الدوله مىباشد ليكن روزبهروز قويتر مىشود . صدراعظم كمال حمايت را از او دارد . اتابيك مىگويد اگر آصف الدوله را تغيير بدهم بعضى معايب روى مىدهد . در هجدهم شعبان ، صدراعظم در دربار گفت علاء الدوله حكومت استرآباد را خوب نظم داده . خوب است او را بياوريم حكومت طهران را بنمايد و روى اين سخن به آصف الدوله مىباشد كه از او پيشكش خوب بگيرد .
شهرت دارد كه شاه مىخواهد آصف الدوله و سپهسالار را بكشد .
در عشر دوم شعبان ، اتابيك برواتى كه بايد به صحهء شاه برسد ، به توسط امين بقايا پسر وزير بقايا ، مىفرستد و هر برات را كه خود مىخواهد به مهر برساند ، مىگويد بايد امين بقايا بياورد كه مسئول او باشد .
در عشر دوم شعبان ، صدراعظم به وزير داخله گفت احكامى را كه من بايد مهر كنم تو پشتش را مهر كن ، آنوقت من مهر نمايم . زيرا كه فرصت خواندن احكام را ندارم و مسئول احكام ، تو باش .
در 22 شعبان ، در دربار طهران ، با حضور اتابيك ، انعقاد مجلسى از وزرا و رجال و خبازها شد كه قرارى از براى نرخ اجناس بگذارند . پس از گفتگوهاى زياد نتيجهاى نداد و هريك به ملاحظه ، سخنهاى بىفايده گفتند كه از براى صدارت و آصف الدوله خوشايند باشد . صدراعظم مىگفت هركس چيزى از براى نرخ بداند كه سبب ارزانى شود بيايد بگويد . تمام حرف صدر [ اعظم ] دروغ است . از اين جهت مردم اگر چيزى
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 537
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٥٣٧