نمايد . شايد به واسطهء اين كار و خجالت از شاه ، چشم يكچندى از مقصود بپوشد .
صدراعظم در اين باب نيز ساعى است و گفتند مخارج مسافرت را يك كرور تومان من تهيه مىنمايم و به اين مطلب راضى است . شاه گفته است من اجزايى كه از براى فرنگستان با خود بايد ببرم ، حالا معين نمىكنم . هروقت كه به سرحد رسيدم اشخاص را معين مىنمايم كه آنوقت نتوانند بهواسطه زياد بشوند .
مصدق الدوله سبب عزلش را اينطور گفتهاند كه حكيم الملك به صدراعظم گفته كه اگر تو با من دوست هستى چرا با دشمن من همراهى دارى و [ چرا ] بايد او كار داشته باشد . صدراعظم گفت كيست ؟ گفت مصدق الدوله رئيس محاكمات عسكريه است و بايد معزول و سياست بشود . زيرا كه در مجالس پشتسر من فحش مىدهد . صدراعظم گفت كار را از او مىگيرم . اما سياستش نمىكنم . چون مصدق الدوله در معزولى صدراعظم خدمت به صدراعظم كرده به او بىميل نيست . ليكن از حكيم الملك ملاحظه دارد . حال به سردار كل گفته كه مصدق را بردار و به منزل حكيم الملك ببر تا از تقصيرش حكيم درگذرد . آنوقت به وساطت حكيم شغلى به او مىدهم . خاك به سر دولت ايران كه اختيار عزل و نصب و ترقى و تنزلش به دست يك طبيب بىعلم بىپدرى است . صدراعظم ايران مطيع اوست . مردم مىگويند شاه حلقهء انگشترى حكيم الملك است . چگونه چنين دولتى باقى بماند و به دست اجنبى نيفتد .
در عشر اول شعبان المعظم ، ميرزا موسى خان كارگزار بجنورد را احضار كرده براى رياست كميسيون سرحدى آذربايجان معين نمودند . در عشر اول شعبان كارگزارى بجنورد را مىخواهند به عميد الوزاره ميرزا [ ]
در شب شنبه دوازدهم شعبان المعظم 1317 ، در طهران تقريبا نيم ساعت از شب رفته بود [ كه ] زلزلهء شديدى شد كه تمام در و پنجره و سقف به حركت آمد . از طرف مغرب شروع شد و طول مدتش قريب به پنج دقيقه بود . ليكن خداى تعالى به خير گردانيد . صدمهء جانى و مالى به كسى نرسيد .
برخى از دانشمندان ايران امين السلطان صدراعظم حاليه را خيلى مدبر و داناى به سياست و پلتيك خارجه مىدانند . يكى از كارهاى او را نقل مىنمايند كه در عهد
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٤٦٩