تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
صدراعظم گفت چون مردم شنيده‌اند كه شاه خود را در حمايت امپراطور قرار داده شاه را و شماها را مىخواهند هلاك سازند . يك چاره دارد . آن اين است كه آن دستخط شاه را ردنمايى تا مردم ببينند و از اين هياهو باز ايستند . وزير مختار به امپراطور روسيه تلگراف زد . امپراطور ناچار شد . حكم كرد كه دستخط را به صدراعظم دادند و گفتگوها تمام شد . اين بود كه شاه مرحوم اين‌طور به امين السلطان رسوخ داشت « 1 » و او را به صدارت بركشيد . گفتند در شب دوازدهم شعبان ، مقارن همان‌وقت كه زلزله شد ، در گنبد مطهر امامزاده يحيى عليه السّلام كه در طهران است نورباران شد . شب سيزدهم شعبان المعظم ، آخر شب به افق طهران تمام ماه گرفت . مدت خسوف سه ساعت و سى و هشت دقيقه بود . چون رؤساى انجمن معارف طهران بعضى تقلبات در وجوه اعانهء مدارس ملى نموده بودند ، خصوصا ميرزا مهدى خان مهندس ملقب به ممتحن الدوله كه مرد متقلب و بىحيا و بىشرم و هتاك و فتاكى است « 2 » و از اجزاى انجمن معارف بود ، در روز دوازدهم شعبان المعظم ، شاه دستخطى كرده خود اجزاء براى انجمن معارف قرار داد و اجزاى سابق را معزول نمود . از اين قرار : مشير الدوله وزير امور خارجه ، حكيم الملك ، ناظم الدوله ، معاون الدوله وزير تجارت ، اعتماد السلطنه وزير انطباعات . علماى دار الخلافه هم از طرف خود آقا سيد محمد مجتهد طباطبايى را رئيس انجمن معارف ملى قرار دادند . حاجى ميرزا يحيى پسر حاجى ميرزا هادى مجتهد دولت‌آبادى كه پدر و پسر هر دو از بابيه هستند و مشهور مىباشند و چون حاجى ميرزا يحيى در افتتاح مدرسهء ادب و يك
هامش
( 1 ) . جمله نادرست است و درست آن بود كه بنويسد ، شاه مرحوم اين‌طور به امين السلطان اعتقاد يا توجه يا اعتماد داشت يا امين السلطان در شاه رسوخ داشت . ( 2 ) . ميرزا مهدى خان شقاقى كودكى بود كه او را همراه هيئت چهل و دو نفرى در زمان ناصر الدين شاه به اروپا فرستادند . او تحصيلات خود را در رشتهء ساختمان به پايان رساند و به تهران بازگشت . وى به مناسبت زندگى آشفته و شلوغ داخلى و درگيريهاى فراوان خارجى و خصوصيات اخلاقى خاص ، چندان مورد محبت ديگران نبود . خاطرات خوبى از وى برجاى مانده كه به سعى ايرج افشار چاپ شده .