دو مدرسهء ديگر ملى طهران مداخله و مشاركه داشت ، بدين واسطه در مدرسهء ادب آمدوشد مىنمود . مجتهدين باخبر شده اولا گفتند اين مدارس بايد موقوف شود . زيرا كه بابيه باز بدين واسطه رواج خواهند گرفت . دوم آنكه اگر بايد باشد حاجى ميرزا يحيى نبايد به آن مدارس بيايد . بدين واسطه ميرزا سيد شكر اللّه خان مترجم الدوله رئيس مدرسهء ادب وهن خورد . او را هم علما تكفير نمودند با اينكه وى مرد بادين باعلمى است . دوباره علما گفتند اگر مترجم الدوله بايد رئيس مدرسهء ادب باشد حاجى ميرزا يحيى را در آنجا راه ندهند . « 1 »
امين الدوله كه بانى مدرسهء رشديه است و چهل شاگرد آنجا را مجانا متكفل خرج است و بيست شاگرد آنجا را از ثلث مرحوم ميرزا عيسى وزير ، آقا شيخ هادى مجتهد متكفل مخارج است ، امين الدوله در شعبان المعظم در رشت شنيد كه مخارج مدرسه را حيفوميل مىكنند ، به آقا شيخ هادى نوشت كه مخارج مدرسه را رسيدگى نمايد و اختيارش با او باشد . آقا شيخ هادى مجتهد نيز مىخواهد مدرسهء ملى افتتاح نمايد . از قرار مذكور در اين مدت هفتاد هزار تومان مردم وجه اعانه براى مدارس ملى طهران دادهاند و تمام را رؤسا خوردهاند .
مصباح الملك مستوفى وزارت خارجه مىگفت ميرزا محمد حسين سررشتهدار دفتر كل سالى شصت هزار تومان خودش و پسرش و كسانش دارد .
در پانزدهم شعبان المعظم افتتاح مدرسهء وزارت خارجه شد و در آن روز جمعى از وزراء و رؤساى وزارت خارجه در آن مجلس حضور داشتند . صدراعظم خيال دارد حكومت سمنان و دامغان را به شاهزاده عميد الدوله بدهد .
در شب پانزدهم شعبان كه شب ميلاد حضرت حجت عليه السّلام است سادات اخوى در طهران در منزل خود جشن مىگيرند و اغلب مردم در آنجا حاضر مىشوند . صدراعظم
هامش
( 1 ) . حاجى ميرزا يحيى دولتآبادى از مردان آزاده و خوشفكر بود لذا مرتجعين او را بابى مىدانستند و نمىپسنديدند . وى كتاب مفصلى در تاريخ زندگانى خود به نام حيات يحيى نوشته كه از منابع مهم وقايع زمان مشروطيت تا استقرار سلطنت پهلوى است ، هرچند كه در اين كتاب همهجا خود را محور همهء وقايع و تحولات معرفى كرده .