تا سلخ جمادى الاخرى نزاعى كه ما بين ترانسوال و انگليس شده است فتح با جماعت بوئر بوده .
در عشر اول شعبان المعظم شهرت دارد كه امين الدوله را اخراج بلد كردهاند . در عشر اول شعبان المعظم گفتند كه وقار الملك را دولت بخشيد . در عشر اول شعبان المعظم گفتگو از براى عزل ركن الدوله حاكم خراسان است و مىگويند به مؤيد الدوله يا سالار الدوله يا شعاع السلطنه داده مىشود . صدراعظم پيش شاه وساطت كرد تا از تقصيرات سالار الدوله درگذشت . در عشر اول شعبان ، صدراعظم اغلب اوقات در دربار خلوت كرده و از براى آن است كه خيال دارد پول به خزينه بدهد تا به براتدارها بدهد .
پسانداز دولت زياد شده است .
دولت ايران منتظم السلطنه را وزير مقيم بلغارستان كرد و دو هزار تومان مواجب از براى او قرار داد .
در عشر اول شعبان ، صدراعظم درد دندان و زكام دارد و به عرض عارض نمىرسد .
در 10 شعبان صدراعظم در تلگرافخانهء باغ با حكام مخابره دارد . گويا با شيراز است و از براى تعويق ماليات است .
مجد الدوله در شعبان به خيال اين است كه پيشكشى بدهد يا حكومت خراسان يا فارس را بگيرد .
مؤيد السلطنه امير تومان ، وزيرمختار برلن ، كه چند ماهه مرخص شده و به طهران آمده نقل مىكرد كه چون در اين چند سال ، هريك از دول از ممالك جهان بهره بردهاند مثلا انگليس از مصر و سودان و آلمان و ژاپون از چين و دولت روس بهرهاى نبرده ، لهذا دولت روسيه شرح حال را با دول در ميان نهاده و گفته است كه ايران خاص من باشد و انگليس هيچ حقى به مملكت ايران نداشته باشد . دول همه امضا كردند و گفتند ايران بىمانع مخصوص روس باشد . تا چندى ديگر روس ايران را خواهد برد و هيچ چاره ندارد . من كه مؤيد السلطنه هستم به شاه ايران گفتم يك چاره دارد و آن اين است كه در اول بهار به اسم اكسپوزيسيون 1900 ، شاه به فرنگستان رود و در بين مسافرت ، پادشاه روسيه را ملاقات نمايد و حضورا از امپراطور روس استدعا كرده كه از ايران صرفنظر
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 468
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٤٦٨