بيست و يكم مارس 1899 در لندن قراردادى ما بين فرانسه و انگليس ممضى شده كه ضميمهء معاهدهء نيوژ واقعه در افريقا مىباشد . بهموجب معاهده تازه انگليس بحر الغزال و داىفورى را در تصرف خواهد داشت و فرانسه وادى بگيرمى و خاك مشرق و شمال درياچهء چاد را نيز دولت انگليس طرف مغرب مدار رأس سرطان را در كنارهء صحراى ليبى تا عرض پانزده درجه متعلق به فرانسه مىداند . به موجب اين معاهده در ناحيهء ما - بين نيل و درياچهء چاد از عرض پنج درجه تا عرض پانزده درجه دولتين در عمل تجارت مساوى خواهند بود . از اين قرار ، فرانسه بر رود نيل دست رس خواهد داشت . دولتين متعهد شدند كه در وراى سرحدى كه به موجب اين عهدنامه معين شده است از اجراى حقوق خاكى صرفنظر نمايند .
در عشر سوم ذى قعده ، امسال در طهران ، بهجهت كمى نان هياهوست ، در هر دكان خبازى « 1 » دويست نفر مشترى است و نان به زحمت به چنگ مىآيد و نانها مخلوط از جو و سبوس مىباشد . اگر چند روز اين حالت باشد خطر بلوا مىرود . يك نفر از سادات قمى به اتفاق جمعى از سادات ، در 25 شهر حال ، يكى از دكاكين خبازى را خواست مغشوش كند . قزاقها او را گرفتند و چماق زياد زدند .
در 24 شهر ذى قعده ، فرج السلطنه دختر مرحوم ناصر الدين شاه ، در سن هفده سالگى به مرض تب لازم « 2 » مرد و هيچ شوهر نرفته بود .
پس از آنكه در ذى قعده به جهت گرانى و نبودن نان در تبريز بر ضد امير نظام شورش كردند و گفتند ما او را نمىخواهيم و از شهر بيرونش كردند « 3 » و امير نظام از حكومت استعفا كرد و شاه مجبورا قبول كرد . حال امير نظام مىخواهد به گروس وطن اصلى خود برود . به علاوه صدراعظم از كفايت و كاردانى امير نظام خيلى واهمه دارد و نمىخواهد او به طهران بيايد با آنكه سن امير نظام حال به هشتاد و شش رسيده باز هم در همهچيز اول شخص ايران است .
هامش
( 1 ) . دكان خبازى همان دكان نانوايى است .
( 2 ) . تب لازم يعنى بيمارى سلTubezculose. زيرا در بيماران مبتلا هميشه تب ضعيفى وجود دارد .
( 3 ) . اصل مطلب اين بود كه محمد على شاه بزرگ شده بود و ديگر نمىتوانست امر و نهى حسنعلى خان امير نظام را كه شخصى پخته و سخته بود و رذالتهاى وليعهد را برنمىتافت تحمل كند .