تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
منزوى بوده ، بىدستور ايمپراتريس هيچ‌كس را ياراى ديدارش نيست . حكومت يزد را ، در عشر دوم ذى قعده ، از عدل الدوله كه يزدىها از دستش خيلى ناله داشتند گرفتند و به اسد الله خان والى دادند . اما براى ماليات آن‌جا ، كس ديگرى را معين نمودند . در ماه ذى حجة الحرام 1315 هجرى ، شاه دكتر مولر آلمانى را كه از اطباى حضور شاه بود به رياست مريض‌خانهء دولتى طهران برقرار كرد . در بيستم ذى قعده ، در خيابان كامرانيهء طهران ، اسب‌سوارى به تاخت مىرفت . جوان سيدى صفير زير پاى اسب ماند . مردم پنداشتند كه اسب او را هلاك خواهد ساخت ، ليكن خداوند تعالى او را حفظ كرد . چون اسب به او رسيد پا را بلند كرد كه به سينهء آن سيد گذارد . از آن‌جا كه مأمور نبود ، پا را روى سينهء او پايين نياورد و ردّ شد . سيد سالما برخاست . « 1 » در عشر دوم ذى قعده ، درد دست شاه شدت كرد . از اين روى بيشتر مردم و وزراى عراقى را از ورود به باغ گلستان منع كردند . از قرار مذكور ، امتياز كرج را كه در شش فرسخى طهران و در راه قزوين است به كمپانى آلمانى دادند كه در آن‌جا ، كه رودخانهء بزرگ دارد كارخانه‌ها بنا نمايند . در ربيع الاول 1316 ، شاهزاده موثق الدوله خوانسالار در خيابان الماسيه طهران مكتب ايجاد كرد مسمى به « احسانى » اين مكتب بسيار كوچك و شاگردان فقير را شامل و از هيچ‌يك پول گرفته نمىشود . مخارج بر عهدهء موثق الدوله باشد . در وى مقدمات عربى و علوم شرعى و حساب و نجوم و هيئت بحث مىشود . پرنس بيزمارك صدراعظم آلمان كه مرد ، عمرش هشتاد و سه سال و چهار ماه شمسى بود .
هامش
مىدانستند و بدين‌جهت كلمه فغفورى به معناى سلطنتى است مثل تعبير چينى فغفورى ايرج ميرزا جلال الممالك فرمايد :از كوزهء سفال من آبى نوش * تا گيرد آب كاسهء فغفورى( 1 ) . متن . برخواست .