در عشر سوم ذى قعده دولت ايران پيشكارى آذربايجان را به حسينعلى خان ما فى نظام السلطنه وزير ماليه و دفتر داد . هرچند نظام السلطنه طفره از رفتن زد پذيرفته نشده زيرا كه در ايران قحط رجال است و غير از نظام السلطنه كسى نيست كه انتظام آذربايجان را از پيش ببرد . به علاوه صدراعظم نيز از او خيلى هراس دارد و نمىخواهد او در طهران باشد . از قرار مذكور نظام السلطنه خيالش اين است كه دفتر و ماليه ايران هم كما فى السابق به عهدهء خودش باشد .
از آنجا كه شاهزاده عبد المجيد ميرزاى عين الدوله ابن عضد الدوله در تبريز در وليعهدى مظفر الدين شاه پيشكارى كل داشت و اجزاى شاه را به چشم ديگر ديده و خود را پندارد كه بايد صدراعظم باشد ، هميشه در دماغش باد غرور و خودخواهى و خيلا است بهعلاوه هم بسيار بىخير و ظالم است و صدراعظم از حركات او نيز راضى نيست . در عشر سوم ذى قعده حكومت بروجرد و عربستان « 1 » و كردستان را به او دادند كه از طهران برود . هرچند خواست طفره بزند كه نرود صدراعظم نگذاشت .
چون مملكت فرانسه از امام مسقط ، بندرى بهجهت انبار زغال خواسته بود ، از قرار مذكور ، امام مسقط بندر جسّه را كه در پنج ميلى مسقط مىباشد و داراى جزيره و قلاع محكم است ، اين ايام به فرانسه واگذاشتند .
چون امسال مردم ايران زحمت گرانى و قحطى غله را ديدند ، جمعى از مردمان وطن دوست طهران به خيال افتادهاند كه تشكيل يك كمپانى دهند كه آذوقه يك سال طهران را از خرمن به خرمن پيش خر نمايند و قيمت معينى سرش بگذارند كه هيچ تغيير نكند و هميشه نرخ طهران به يك ميزان باشد كه ديگر مردم دچار قحطى نباشند .
سيصد سال قبل دولت فرانسه و بعضى از دول ديگر به خيال افتادند كه در ممالك خود كارخانهء قالىبافى راه بياندازند . پس از حمات ، داراى اين فن شدند ليكن به استحكام مانند قالى ايران نيست . اما اين اوقات عيبى كه در قالى ايران است رنگ اوست كه با رنگ فرنگى صبغ مىشود . رفتهرفته اسباب كساد قالىبافها خواهد شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . يعنى خوزستان .
( 2 ) . منظور اين است كه قالىبافها بلكه بهتر بگوييم كارفرمايان قالى از رنگهاى شيميايى ( انيلين ) فرنگى