تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
در اين بين تيرى به طرف او خالى مىشود كه رخت او را ميسوزاند و هايهو مىافتد و در بيرون در نيز تيرها خالى مىشود ، بالاخره گفتند اين امر تحريك از جانب خود هواخواهان سعيد بود كه خواسته‌اند تعرض طرف مقابل را معلوم نمايند . از جمله چند نفر را باسلاميه باسم بابىگرى 95 برده گشتند . از جمله سلاح و باروت و سرب دادن حكومت بود از ذخيره اهالى خيابان و نوبر . از جمله طرف شدن اسلاميه بود با حكومت و امر كردن به او كه بايد در شهر نمانى كه در 20 ماه كردند . از جمله آقا مير على اكبر معروف به مجاهد كه در محله شتربان مىنشيند و هميشه طرفدار مشروطه و شخص مصلح و غيور و بىمحابات است با آقا كاظم خلخالى كه از ائمه جماعت و علماء است در 21 ماه ( جمادى الآخر 1326 ) به تلگرافخانه رفت و با رؤسا مخاصمات سخت كرد و مذمت نمود و آنها را رام باصلاح كرد . از آنجا عازم انجمن اسلاميه مىشود كه پاره مذاكرات نيز با ايشان نمايد و اصلاح كند ، در حوالى بازارچه دروازه سرخاب با حاجى ميرزا جواد آقا كه از علماء و از طايفه ملك التجار و از جمله متعصبين در ضد مشروطه است دچار مىشود حاجى ميرزا جواد اعتراض مىكند كه به تلگرافخانه چرا رفته بوديد ؟ و حال آنكه علماء رفتن بميان آن جماعت را حرام كرده‌اند ، آقا ميرزا على اكبر مىگويد به جهت اصلاح رفتن چه ضررى دارد ؟ صديقه طاهره سلام اللّه عليها نيز براى اخذ حقوق خود به خانه خليفه اول رفت ، در خيابان ميان اين دو نفر حرف بلند مىشود ، حاجى مير يعقوب نام دلال كه مردى است سوداوى و از طرفداران آقا ميرزا على اكبر ، به حاجى ميرزا جواد متعرض مىشود و بد ميگويد و على روايته ضرب‌وشتم و كوتك مفصل نيز مىزند . « * »

داستان بيرقهاى سفيد

دوم ماه جاهائى را كه فتح شده بود بيرق سفيد زدند و اهالى باغميشه به شهر ريختند و شكايت از مصائب خود و تالان رفتن خانه‌ها كردند . . .
هامش
( * ) جزئياتى از اين قبيل هست كه در كتابهاى ديگر نيامده است .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 79 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى