دم تكيهء حيدر 85 بود جمعى هم در خانه ملك التجار و خانه مجتهد بودند .
اولين تفنگى كه صدا كرد از مناره بقعهء سيد حمزه بود كه اعلان حرب كرد طرف مقابل جواب داد و گلوله مثل تگرگ ميريخت ، يك ساعت بغروب مانده نايب حسن و عسگر دواتگر اوغلى و ساير همراهان از اهل شتربان از باغچهء كه فاصله ميان خانه صمصام و مغازهها بوده حمله بر مغازهها كردند و شليك سختى از طرفين شد كه دل شير را آب ميكرد .
بالاخره شتربانيان مغلوب و جمعى مجروح برگشتند تا 25 ماه جنگ باقى بود . حاميان خانهء ملك التجار و مجتهد را هدف كرده از سنگر بيرون كردند .
غارت خانه مجتهد و ملك التجار
26 ماه جمادى الاول 26 ، خانه ملك التجار و مجتهد بغارت اهل خيابان و نوبر رفت ، 27 در خانه مجتهد كه باز مشغول غارت بودهاند ، پسر خواهر ميرزا آقا بالاى خيابانى را كشتند و مثله كردند و اين وقتى بود كه اهالى خيابان مطمئن شده با فراغت بال آنجا مشغول جمعآورى اسباب بودهاند . بعد ملتفت به اين فقره شده هجوم برده جنازه مقتول را كه گويا آتش نيز زده بودهاند برداشته به خانه قنسول انگليس بردند او هم جواب داد و قبول نكرد ، اول روز به جهت اصلاح ترك تيراندازى موقتى كرده بودند ، عصر اين مقدمه اتفاق افتاد .
حاجى ميرزا محمد برادر حاجى ميرزا عبد الكريم آقاى امام جمعه را كه اهل نوبر بود گرفته نگاه داشته بودند ، از اهل خيابان رفته او را از خانه مير ابو الحسن ميراب كشيدند و بردند و در جنب باغ شمال با سه نفر آدمكش هدف گلوله كردند و كشتند و در اينروزها « اسلاميه » تلگرافات طهران را نشر ميكرد كه دار اشورى را بتوب بسته و آقا سيد عبد الله و آقا سيد محمد را اخراج بلد كرده و جمعى را كشتهاند و اسلاميه نيز طرد و تبعيد چند نفر را جدا خواستار بود .