اظهارنظر درباره خودش
رسم من از اول كار اقتصاد و صلحطلبى بود و هميشه با آشوبطلبان معارضه بود و كارهاى ايشان را خواه تبريزى خواه طهرانى تكذيب ميكردم ، و تا هرجا دستم ميرسيد ، از منع كردن مضايقه نداشتم اگرچه نه گوش سخنشنو بود نه ديده اعتبار .
ميرزا آقا اصفهانى و ميرزا غفار زنورى آنچه توانستند كردند و من نيز هروقت ممكن كردم رد نمودم و بد گفتم و تفصيل آن طولانى است . . .
مايهء فساد در تهران تقىزاده بود كه جمعى را دور خود جمع كرده و توسط روزنامه مساوات نشر افكار بىقايدگى ميكردند و در تبريز نيز شيخ سليم با جماعتش من غير تصور پس رو همان مقاصد شده داد سخن داد و اسمش را اتحاد گذاشت كارش جز ترويج انارشيستى نبود . . .
هنرنمائيهاى ستار خان و باقر خان
ششم جمادى الآخر 1326 ستار خان از طرف پائينشهر و باقر خان از طرف خيابان جنگ شايانى كردند ، ستار خان تكيه « آقا باقر » و ميدان « اسبفروشان » و دهنه اميرهقيز را سنگر خود كرده داد مردى را داد ، سواره قرهداغى كه هجوم بردند عقب نشاند شش نفر را زنده گرفته و گفتند قريب 14 نفر مقتول شد و نتوانستند راهى بيابند و گفتند بمب انداخته و خانه را خراب كرد بالجمله مقاومت كامل كرده عقب نشاند .
باقر خان نيز در خيابان مسافتى را از كوچه ديوار كشيده سنگر و معسكر خود ساخت و توپ برد و مهاجمين را به توپ بست و شكست فاحش داد . حرف ستار خان اين بود كه شاه در حق من هرحكم بفرمايد مطيع و منقاد هستم ، اما اطاعت « انجمن اسلاميه » بر من گوارا نيست و نمىكنم و از آنها حرف نمىشنوم ، اگر بناى اين است كه ترك سلاح بشود و انجمن ايالتى هم موقوف شود ، بس چرا انجمن اسلاميه موقوف نمىشود و دو محله