تحصن از ترس استبداد :
28 ماه ( جمادى الاول 1326 ) از طهران تلگراف احضار حاجى نظام الدوله و رشيد الملك و بصير السلطنه و اجلال الملك آمد ، بصير السلطنه و اجلال الملك به قونسولخانه روس رفتند ، حاجى مهدى كوزهكنانى نيز همراه ايشان بود ، بعد حاجى مهدى بيرون آمد ايشان دو نفر آنجا ماندند و قنسول وعدهها داد كه توسط آنها را از طهران نمايد .
قنسول آنروز در نعمتآباد بود وقت عصر آمد و با تفنگچى و استعداد بعزم انجمن اسلاميه ، تا « قارىگرپى 86 » آمد از آنجا مراجعتش دادند و تقويت انجمن اسلاميه در عرض اين مدت همه از جانب حاجى ابراهيم 87 آقا صراف بود ، پول و فشنگ مىداد و تقويت ميكرد و ضمنا قنسول روس نيز هواخواه آنجا بود ، يعنى حمايت از دولت ميكرد و به اين مناسبت اسلاميه را تقويت ميكرد ، حتى شيخ سليم و جمعى به قنسولخانه رفتند صريح گفت : من از شما حمايت نميكنم برويد با دولتتان راه برويد .
ستار خان قرهداغى كه در جزو عازمين طهران بود مراجعت كرده بود داخل جنگ نمىشد روز 28 از طرف اميرهقيز كه وصل به شتربان است بناى مجادله با شتربانيان گذاشت و گفتند تقدم اول از جانب شتربان بود .
شب سهشنبه غره جمادى الآخر ( 1326 ) حضرات اهل شتربان و سوارههاى مرندى كه با آنها بود شبهنگام به خانه اجلال الملك ريخته بالتمام غارت كردند . تا روز روشن بشود چيزى نمانده بود مگر جزئيات كه آن را هم رجاله و اوباش بردند و غارتكنندگان عمدهاش تفنگچيان شجاع 88 نظام از قبيل محمد خان مرندى بودند كه اشياء گرانبها را از قبيل فرش و غيره به خانه همسايه ريختند و انبار كردند .
غارت از طرف مستبدين
روز شنبه غره ماه خانه حاجى امين التجار و معين رعايا 89 كه هردو از وكلاى انجمن بودند ، خانه شريف العلما را كه پدر آقا سيد حسن بود كه در ميدان مشق و تلگرافخانه 90 نطقهاى مفصل كرده بود و خانه شمس العلما را كه نوه همشيره جناب مجتهد بود غارت