كردند و حتى حجره امين التجار را و آنچه در صحنسراى آقا كه حجره امين التجار آنجا است بغارت بردند ، همانروز سواره رحيم خان مىخواست از سمت « بارنج » 91 وارد شهر بشود اهالى باغميشه و خيابان ممانعت كردند و زدوخورد شد و مانع شدند .
روز يكشنبه دوم ماه ( جمادى الآخر 1326 ) سواره طرف اسلاميه با رجاله رو به طرف مغازهها كه خالى بود و سكنه آنجا را بحمايت خيابان و مقابلت سواره رحيم خان شناخته بودند ريختند ولى سواره دولتى مانع از تاراج مغازهها شدند ، چراكه اغلب تبعه روس بودند ، از آنجا رجاله به تحريك اجامر به خانه حاجى ميرزا علينقى گنجهاى برادرزاده حاجى اسد گنجهاى ريخته هرچه بود بردند و جمعى به سمت بازارچه بزرگ خيابان رفته از دم پستخانه الى نقارخانه از طرف شرق تا مسجد كبود هرچه بود غارت كردند ، دكاكين غارتشده تقريبا چهار صد باب بود و مخصوصا بازارچه را كه معروف به بازارچه خيابان است متمول بودند . 92
سواره رحيم خان نيز از سمت بارنج كه با باغميشه جنگ كرده و چند نفر از طرف سواره مقتول شده بود ، هجوم بخانههاى كلانتر 93 مرحوم برده همه آن خانه را بالتمام غارت كردند و خانههاى ديگر نيز به آتش غارت بسوخت .
تفاوت كار مشروطهخواهان
از جمله كارها كه در عرض اين مدت روداد آنچه قبل از وقعه آقا مير هاشم بود اين بود كه طرفداران مشروطه سعى تمام در حفظ امنيت و بازبودن بازار و منع ظهور فساد و اختلال و توجه تام بر جلب علماء بود بعد از واقعه آقا مير هاشم يعنى گلوله خوردن او ناطقين كه سردسته آنها آقا سيد حسن پسر شريف العلماء بود بناى بدگوئى گذاشتند در حق مجتهد گفتند كسى كه با قنسول روس خلوت نمايد ، مسلم است كه مقصودش استرداد قفقازيه نخواهد بود بلكه ميخواهد آذربايجان را به روسيه بدهد و امثال اين حرفها و يكى هم اين بود كه در 21 ماه در تلگرافخانه وقت غروب سعيد آقا 94 سلماسى نطق ميكرد